روند ترجمه

روند ترجمه

روند ترجمه :

روند ترجمه : آنچه که الگوی فرایند ترجمه از نظر پیرس[۱] ارائه می دهد، این است که مترجمان تازه کار

با حس غریزی شروع به ترجمه متن می کنند؛

چگونه این کار را انجام می دهند؟ آیا در این زمینه مهارت دارند؟ شاید این کار برایشان سرگرم کننده باشد.

آنها با اولین تجربه واقعی خود از یک متن متوجه می شوند که نمی دانند چگونه باید اقدام به ترجمه کنند،

اما به هر حال معنای کلمات را حدس می زنند و خطاها را با یادگیری استقرایی اشتباه کرده و از آنها نیز درس می گیرند.

همچنین بتدریج از الگوهایی استفاده می کنند که به آنها در انجام سریع ترجمه کمک می کنند.

سرانجام، این الگوها و عادات ترجمه به یک ماهیت ثانویه تبدیل شده و در یک فعالیت فرعی قرار می گیرند

که فقط گاهگاهی از آن آگاه هستند. علاوه بر این، دائمآ مجبور می شوند درمورد آنچه که از متون جدید آموخته اند تجدید نظر کنند.

از نظر ویک[۲]، چرخه حفظ و تنظیم انتخاب ممکن است بصورت ترجمه، ویرایش و تعالی ترجمه انجام شود:

ترجمه: به مرور متن و ترجمه بصری آن اشاره دارد.

ویرایش:

به آنچه انجام داده اید، فکر کنید؛ پاسخهای شهودی خود را در برابر هر آنچه می دانید، امتحان کنید؛ بصورت بصری آن را ویرایش کنید؛

به ترجمه شهودی اجازه دهید تا یک استدلال خوب را که عمیقآ به آن اعتقاد دارید به چالش بکشد.

به خودتان اجازه دهید تنش بین یقین بصری، تردید و شناخت را حس کنید و به جای قوانین سفت و سخت،

از چرخه عمل- پاسخ- تنظیم استفاده کنید.

تعالی ترجمه:

از آنچه که در فرایند ترجمه قبلی آموخته اید، در دیگر ترجمه ها نیز استفاده کنید. آن را به ماهیت ثانویه تبدیل کنید؛

به آن، به عنوان یک جهت گرایی که می تواند در شرایط خاص منتقل شود تعالی ببخشید.

با این حال، هرگز اجازه ندهید که الگوهای تعالی انعطاف پذیری شما را از بین ببرند و همیشه

در صورت لزوم، “شک و تردید، استدلال، تضاد، مقابله، چالش، سؤال، خلاء

و حتی رفتار دوگانه (برای شکستن قوانین خود) را در نظر بگیرید”.

این مدل از طریق یک راه حل آزمایشی برای گسترش تدریجی چنین راه حلهایی به یک الگوی عادت پاسخی،

مسائل قبلی را نیز مورد بررسی قرار می دهد. این مدل بر این فرض استوار است که مترجم ممکن است:

الف. نقش حرفه ای داشته باشد:

که بسیاری از فرایندها و تکنیکهای بسیار پیشرفته را برای حل مسئله و کسب ماهیت ثانویه بکار می گیرد.

این کار می تواند به اندازه ای سریع اتفاق بیفتد که درآمد فریلنسرها را بالا ببرد و همچنین به اندازه ای زیرکانه باشد

که مترجم لزومآ قادر به بیان آن فرایندها و تکنیکها نباشد.

ب: نقش یادگیرنده داشته باشد:

که نه تنها با مشکلات روزمره روبرو می شود بلکه در واقع، چنین مسائلی را رونق می دهد؛

زیرا نوآوریها می توانند تنوع، علاقه و لذت را تضمین کنند. این مدل از ترجمه، توصیه های خاصی را

برای “آموزش مترجم” به معنای گسترده ارائه می دهد که هم آموزش

و هم یادگیری ازطریق بینش و آگاهی فردی را شامل می شود.

چه نوع تجربیاتی به مترجم کمک می کنند تا بصورت حرفه ای به رشد و پیشرفت خود ادامه دهد؟

چگونه میتوان آنها را با کمک تجربیات یا تکنیکهایی که کاملآ طبیعی بوجود آمده اند، به بهترین وجه متعالی کرد؟

همانطور که پیرس حرکت غریزه را ازطریق تجربه کردن عادتها درک می کند، معتقد است که عادت

به معنای پایان است: غریزه و تجربه برای ایجاد عادت ترکیب شده و در آنجا متوقف می شوند.

همچنین مدل اصلاحی ویک نشان می دهد که در واقع مدل پیرس باید به چرخۀ تنظیم-پاسخ-عمل گرایش داشته باشد

که در آن، هر نوع تنظیم به یک عمل جدید تبدیل می شود و به نظر می رسد که هر عادت یک نوع “غریزه” است.

# روند ترجمه

[۱] Peirce

[۲] Weick

نظر