دفتر ترجمه خوب

ترجمه زیگزاگی

ترجمه زیگزاگی: واگرایی و همگرایی

این مجموعه ناشی از ساختار واژگونی مختلف بین زبان هایی است که منجر به مفهوم یک به یک معادل ها می شوند.

کلمه آلمانی “سی” از واژۀ انگلیسی “دریا یا دریاچه” مشتق شده است: در حالی که واژۀ آلمانی “ورست” به معنای کالباس یا زردچوبه است. بنبراین می توان گفت که این موضوع، از دانش زبان منشأ می گیرد و تنها برای مترجمان تازه کاری مهم است که بایستی سرنخ های زبانی، موقعیتی و سبکی را معانی صحیحی را برای آنها ارائه می دهند یاد بگیرند. با این حال، چنین تفکیکی درمورد واگرایی همیشه ساده نیست زیرا فرهنگ لغات اغلب قدیمی و یا ناقص هستند (واقعیتی که بسیاری از مترجمان تازه کار به طرز عجیبی از پذیرش آن امتناع می کنند).

 

دچار خطا نشویم

همچنین بسیاری از فرهنگ لغات فرانسوی – انگلیسی فقط یک معنا برای واژۀ “پوپولیست” ارائه می دهند؛ که معنای سیاسی آن را کاملآ حذف می کند و بنابراین باعث ایجاد خطا برای مترجمان تازه کاری می شود که معتقدند فرهنگ لغات همیشه حاوی اطلاعات درستی هستند. از دیدگاه ترجمه، نکته جالب توجه این است که واگرایی گزینشی سبکی از زبان مبدآ است که همیشه در زبان مقصد قابل تکرار نیست.

 

در بعضی از روزنامه های انگلیسی، نقل قول ها اغلب با عبارات رنگارنگ بیان می شوند که نگرش گوینده را نشان می دهند، برای مثال “او حمله کرد” یا “شکایت کرد”؛ در حالی که در زبان های دیگر این محدوده ممکن است محدودتر باشد (او “اعلام کرد”).

چنین مواردی مستلزم این است که مترجم رقابت متنی قابل توجهی در زبان مقصد داشته باشد من جمله دانش و آگاهی از نوع انتشار متن. گالاگر با مقایسه روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز با روزنامه لی فیگارو فرانسویبه این نتیجه می رسد که این روزنامه انگلیسی در چنین شرایطی محدودیت انتخاب بیشتری دارد. شاید هم در انتشارات مختلف به نتایج مختلفی رسیده باشد.

پیامدهای ناخواسته ترجمه زیگزاگی

علاوه بر این، واگرایی ممکن است پیامدهای ناخواسته ای نیز داشته باشد. یک نویسنده ممکن است از ابزاری همچون ابهام برای ایجاد تعلیق استفاده کند که در زبان مقصد نیز ممکن است قادر به تکرار نباشد زیرا بایستی به اصطلاحات و معادلات واضح تر تبدیل شود. مالون استفاده از ضمیر “ما” را نقل می کند که عدم اطمینان را ایجاد می کند زیرا ما نمی دانیم که چه کسی در آن گنجانده شده است. به عبارت دیگر، این اثربخشی در زبان هایی گم شده است که اصطلاحات مبهمی برای این کلمه ندارند.

برای مثال، متن فرانسوی در مورد کیفیت زندگی با کلمه فرانسوی “آن” شروع می شود و سپس از انواع عباراتی همچون “که” و “از آن” استفاده می کند تا از تکرار متن قبلی در پاراگراف جدید خودداری شود. همچنین این بحث و تردید وجود دارد که آیا چنین کلماتی می توانند در زبان انگلیسی پایدار باشند یا باید به اصطلاحات اولیه و ابتدایی تبدیل شوند. همانطور که دوبوگراند و درسلر معتقد هستند، این وقایع زبانی به بهترین وجه عمل می کنند “اگر فاصله بین عبارت عملکردی و گفتاری در حد مجاز باشد”.

نظر