ضایعات الکترونیکی

ضایعات الکتریکی

ضایعات الکترونیکی

در دو دهه گذشته، رشد جهانی در تولید و مصرف تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی به صورت نمایی بوده است. این موضوع عمدتا به دلیل افزایش نفوذ در بازار محصولات در کشورهای در حال توسعه است، توسعه یک بازار جایگزین در کشورهای توسعه یافته و به عموما نرخ بالای محصولات محجور است (برنامه زیست محیطی ملل متحد [UNEP])، همراه با یک کاهش در قیمت ها و رشد در استفاده از اینترنت. امروزه ، زباله های الکتریکی و الکترونیکی از این پس به عنوان e-waste به آن اشاره می شود) سریع ترین جریان رو به رشد زباله است (حدود رشد 4 درصدی در سال). در حدود 40 میلیون تن از ضایعات الکترونیکی هر سال ایجاد می شود (اسکیلوپ و همکاران، 2009). زباله های الکترونیکی شامل لوازم خانگی نظیر فریزر، تهویه مطبوع، ماشین های لباسشویی، مایکرو فر، و حباب لامپ های فلورسنت هستند؛ محصولات الکترونیکی نظیر کامپیوترها و لوازم جانبی، گوشی های تلفن همراه، تلویزیون و تجهیزات پخش.

چنانچه راه های مدیریت زباله سازگار با محیط زیست بسیار تکنیکی و نیازمند سرمایه گزاری مالی بالایی می باشد، در حال حاضر سطح بالایی از انتقالات بین مرزی، غالبا غیر قانونی، وجود دارد، انتقال زباله ها به کشورهای در حال توسعه برای بازیافت ارزان تر (راهکار استراتژیک در مدیریت شیمیایی بین المللی [SAICM]،2009). انتقال بین مرزی ضایعات الکترونیکی اساسا بر محور سود است. بازیافت کنندگان و کارگران زباله به سود هزینه های پایین تر بازیافت در کشورهای در حال توسعه می اندیشند و در همان زمان از مسئولیت های دفع در کشور خود دوری می کنند. براورد شده است که بیش از 80 درصد از کل زباله ها که برای بازیافت در کشورهای توسعه یافته ارسال می شوند، به سایت های بازیافت زباله های الکترونیکی غیررسمی در کشورهای در حال توسعه، در درجه اول در آسیا و آفریقا می رسند. در کشورهای دریافت کننده، روش های غلط و خطرناک بازیافت استفاده می شود، که سلامت افراد و محیط را به خطر می اندازد ( اسمیت، سوننفلد و نجیب پلو، 2006). این مسئله موضوع حقوق صاحبان سهام را در کشورهای در حال توسعه ای که یک بار نا متناسب از یک مشکل جهانی را دریافت می کنند، بدون داشتن تکنولوژی لازم در مواجه با آن، بر می انگیزد. جهانی شدن زباله های الکترونیکی تاثیر بد بر سلامت و محیط زیست دارد از آنجا که کشورهای در حال توسعه با چالش های اقتصادی و فقدان زیر ساخت ها برای مدیریت ضایعات خطرناک دست دوم شامل بازیافت، یا قالب های تنظیم تاثیرگزار برای مدیریت ضایعات خطرناک، مواجه هستند. (SAICM، 2009).

تعریف استانداردی برای زباله های الکترونیکی وجود ندارد. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) زباله های الکترونیکی را به عنوان هر وسیله ای که از نیروی الکتریکی تغذیه می کند و به پایان عمر خود رسیده است، تعریف می کند (UNEP,DTIE، 2007). گسترده ترین تعریف قابل قبول طبق بخشنامه کمیته اروپایی بدین قرار است: تجهیزات الکتریکی یا الکترونیکی، که دور ریخته می شوند…شامل همه ی ترکیبات، زیر مجموعه ها، لوازم مصرفی که بخشی از محصول در زمان دور ریختن آن هستند (کمیته اروپایی، n.d). تفاوت ها در تعاریف از آنچه زباله های الکترونیکی را تشکیل می دهد پتانسیل ایجاد اختلاف در کمیت تولید زباله های الکترونیکی و همچنین شناسایی جریان های زباله های الکترونیکی را دارد. فقدان یک تعریف مشخص از ضایعات الکترونیکی یکی از مسائل کلیدی است که نیاز به بررسی در سطح بین المللی دارد.

عموما، لوازم خانگی بزرگ ارائه کننده بزرگترین بخش (حدود 50 درصد) از زباله های الکترونیکی است، پس از آن تجهیزات تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (حدود 30 درصد) و وسایل الکترونیکی مصرفی ( حدود 10 درصد). رقابت ضایعات الکترونیکی بسیار متنوع است و بر اساس طبقه بندی ها و خطوط محصولات تغییر می کند. به طور کلی، شامل بیش از 1000 نوع ماده مختلف است که در طبقه بندی های خطرناک و غیر خطرناک قرار می گیرد؛ خصوصا، مواد سمی بیشتر این مواد شیمیایی در زباله های الکترونیکی شناخته شده نیستند. در سخن وسیع تر، محصولات الکترونیکی شامل مواد آهنی و غیر آهنی، پلاستیک، شیشه، چوب و تخته سه لا، برد های مدار چاپ شده، بتن و سرامیک، لاستیک و دیگر مواد هستند. آهن و فولاد حدود 50 درصد از زباله های الکترونیکی را شامل می شود، پس از آن پلاستیک (21 درصد)، فلزات غیر آهنی (13 درصد)، و دیگر ترکیبات (unep,dtie، 2007). محصولات الکترونیکی غالبا شامل مواد سمیتجمع زیستی و پایدار می باشند که فلزات سنگین نظیر سرب، نیکل، کروم و جیوه را در بر می گیرند، و آلاینده های ارگانیک پایدار (POP) نظیر پلی کلرید های بیفنیل (PCB) و شعله های برم دیگر مواد. ضرورت این مشکل آشکار است: سراسر جهان، در دهه های بین 1994 و 2003، حدود 500 میلیون کامپیوترهای شخصی شامل تقریبا 718000 تن سرب، 1363 تن کادیوم و 287 تن جیوه، به پایان عمر خود رسیدند (اسمیت، سوننفلد و نجیب پلو، 2006).

عموما آگاهی عمومی پایینی از طبیعت خطرناک زباله های الکترونیکی و تکنیک های مدیریت زباله غلط به کار بسته شده در کشورهای در حال توسعه وجود دارد. تمرکز بر علم، خدمات و نرم افزار ها عموم را منحرف می کند، کسانی که صنعت الکترونیکی مصرفی را که به کار بسته می شود، به عنوان کارگران “یقه-سفید” می بینند.

به علاوه، جنبه پنهان ضایعات الکترونیکی کمبود فلزات ارزشمند حاضر ضایعات الکترونیکی است که باید با فعالیت های شدید معدنی جایگزین شوند، و مشخص است که رشد سریع در تقاضا برای مواد جدید استفاده شده در محصولات الکترونیکی موجب رشد اختلافات بر سر منابع جهانی می شود. صنعت بازیافت زباله های الکترونیکی می تواند نقش مهمی در کم کردن خطر این اختلافات ایفا کند با پایین آوردن فشار بر سایت های معدنی اصلی، نظیر طلا، پالادیوم و تانتال(پاراکش و من هارت، 2010).

این مقاله بر موضوعات مطرح شده توسط ضایعات الکترونیکی کار خواهد کرد، مقیاس استفاده آن، مقاصد جریان تجارت انتقال های فرامرزی زباله های الکترونیکی، خطرات برای کارگران، مسائل نیروی کار و استخدام، نگرانی های شیمیایی، جنبه های سلامتی و ایمنی شغلی، و قالب های قانونی می پردازد. یک راهکار تحلیلی سیستم ها برای مشکل به کار می برد، راه حل ها بررسی می کند و مسیر های ممکن را برای مداخله ILO پیشنهاد می کند.

موضوعات اصلی

مسائل اصلی مطرح شده توسط ضایعات الکترونیکی به شرح زیر است:

  • حجم های بالا – حجم های بالا با توجه به سرعت منسوخ شدن ابزار با تقاضای بالا برای تکنولوژی جدید تولید می شوند (شبکه اقدام باسل، 2011)
  • طراحی مسموم – ضایعات الکترونیکی به عنوان ضایعات خطرناک طبقه بندی می شوند که پیامدهای محیطی و سلامتی بدی دارند. تقریبا 40 درصد از فلزات سنگینی که در محل های دفن زباله یافت می شوند از ضایعات الکترونیکی می آیند (مانتروز، 2011).
  • طراحی ضعیف و پیچیدگی- ضایعات الکترونیکی چالش های زیادی را روی صنعت بازیافت شامل می شود، بدین ترتیب که شامل مواد بسیار متفاوتی می شود که با هم ترکیب شده، آمیخته شده، چسبیده و یا ذوب شده اند. مواد سمی به مواد غیر چسبیده چسبیده هستند، که جداسازی مواد را برای احیا آنها دشوار می سازد. ازاینرو، بازیابی معتبر و مسئول نیازمند نیروی کار حرفه ای و/یا تکنولوژی های گران قیمت و پیشرفته برای جداسازی ایمن مواد می باشد (بان، 2011).
  • مسائل کارگری- این مسائل ملاحظات کاری و حیطه بخش غیر رسمی را شامل می شوند که موجب مشکلات محیطی و سلامتی، فقدان استانداردها و حقوق نیروی کار می شود.
  • انگیزه های مالی- عموما، ارزش کافی در بیشتر ضایعات الکترونیکی برای پوشش دادن هزینه های مدیریت آن در یک راه با کفایت وجود ندارد. به هرحال، در جهت سیاست های EPR، فرصت های جدیدی می تواند با افزایش قیمت بسیاری از مواد الکترونیکی درک شود، نظیر طلا یا مس. علاوه بر این، افزایش مقدار ضایعات الکترونیکی، بازیافت کننده های رسمی به طور افزاینده ای وارد بخش بازیافت ضایعات الکترونیکی می شوند.
  • فقدان مقررات- بسیاری از ملیت ها هم مقررات کافی به کار گرفته شده در این جریان مربوط به ضایعات جدید ندارند، و هم اجرای مؤثر مقررات جدید ضایعات الکترونیکی (بان، 2011).

 مقیاس مشکل ضایعات الکترونیکی

برخی از سهامداران عمده در چرخه زیست زباله های الکترونیکی (شکل 1 را ببینید) شامل تولید کنندگان / سازندگان، خرده فروشان (کسب و کار / دولت / دیگران)، مصرف کنندگان (افراد خانه دار/ کسب و کار / دولت / دیگران)، معامله گران، صادرکنندگان و واردکنندگان، دلالان اوراق بهادار، تفکیک کننده ها / پوشش دهنده ها، کارخانه های ذوب و بازیافت می شوند(UNEP، DTIE، 2007a).  در کشورهای در حال توسعه، معامله گران برای استفاده مجدد مجددا می فروشند و یا، اگر تجهیزات برای استفاده مجدد نا مناسب است، اغلب آن را به بازیافت کنندگان در اقتصاد غیررسمی می فروشند. واسطه ها اقلام کاربردی را جمع آوری کرده و آنها را به مغازه های تعمیرکار می فروشند. بازیافت کنندگان اغلب در مواد بازیافتی خاصی تخصص دارند (اسمیت، اسنونفلد و نجیب  2006) . کشورهای اتحادیه اروپا (EU) دارای بالاترین نرخ بازیافت زباله های الکترونیکی، پس از ژاپن هستند. تخمین زده می شود که بین 50 درصد و 80 درصد از زباله های الکترونیکی جمع آوری شده برای بازیافت در کشورهای توسعه یافته در هر سال است صادر می شود. بسیار زباله های الکترونیکی، با این حال، به حساب نیامده اند. آن ها یا به جریان زباله های معمول دور ریخته شده اند و یا شاید، به طور غیر قانونی به نقاط بازیافت زباله های الکترونیکی نفت خام که در کشورهای آسیایی مانند چین، هند و پاکستان شناسایی شده است و در برخی از کشورهای آفریقایی مانند غنا و نیجریه صادر شده اند. فقدان اطلاعات در مورد اینکه چه مقدار زباله های الکترونیکی تولید می شود و کجا، و به کجا انتقال می یابد، وجود دارد. این وضعیت با سیستم فعلی جمع آوری اطلاعات، که در آن محصولات دست دوم، استفاده شده و ضایعات وجود دارند، و در آمارهای ملی تولید، فروش و تجارت در کالاها قابل روئت نیستند، بدتر می شود (SAICM، 2009).

تقاضا برای زباله های الکترونیکی شروع به رشد کرد وقتی که محوطه زباله ها راهی برای استخراج مواد با ارزش مانند مس، آهن، سیلیکون، نیکل و طلا در طول فرایند بازیافت پیدا کرد. اقتصاد پر سرعت در حال رشد چین و هند نیاز به مقادیر زیادی از مواد دارند. نسل زباله های الکترونیکی داخلی در چین، شرق اروپا و امریکا لاتین نیز به سرعت در حال افزایش است. در واقع، در سراسر جهان، همه کشورها زباله های الکترونیکی خود را در طول زمان افزایش داده اند- یک روند که بعید به نظر میرسد معکوس باشد. بازیافت زباله های الکترونیکی در حال حاضر برای هزاران نفر از مردم فقیر اشتغال فراهم می کند. این رونق، اغلب کسب و کار غیر قانونی است، که غالبا کارگران مهاجر را جذب می کند.

ضایعات الکتریکی

جریان ضایعات الکترونیکی

تجارت ضایعات الکترونیکی

برآورد شده است که تولید زباله های الکترونیکی جهانی در حدود 40 میلیون تن در سال در حال رشد است (Schluep و همکاران، 2009). مانع اصلی برای تخمین برآوردها این است که جریان محصولات دست دوم و مواد زائد، نامرئی در آمار ملی در تولید، فروش و تجارت کالاها قابل روئت نیستند. علاوه بر این، تفاوت ها در تعاریف آنچه به منزله زباله های الکترونیکی است ایجاد نابرابری در کمیت تولید زباله های الکترونیکی به میزان شناسایی جریان زباله های الکترونیکی می کند. با وجود عدم داده های آماری در جریان زباله های الکترونیکی و زباله های خطرناک به طور کلی، یک اتفاق نظر وجود دارد که هدف از جابجایی ها به تدریج دور شدن از دفع نهایی به سمت عملیات بازیابی و بازیافت است. نرخ بازیافت در حال حاضر به طور متوسط 18 درصد در سال در حال رشد است.

به طور کلی، جرین های زباله های الکترونیکی به مناطق حاشیه ای صدمه وارد می کند. با این حال، برخی از مردم توانائی اقتصادی و سیاسی دارند که از تجارت در نقاط مختلف در امتداد زنجیره ارزش بهره مند شوند. پیچیدگی های تصمیم گیری از قبیل اینکه آیا برای مواجه شدن با زباله های الکترونیکی در داخل کشور و یا از طریق صادرات، و یا دور ریختن آنها و یا بازیافت آنها، مسائل حقوقی، زیست محیطی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی را بر می انگیزد. یک تحقیق توسط آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا (EPA) اجرا شد که نشان داد 10 بار ارزان تر است که زباله های الکترونیکی را به آسیا صادر کنند تا اینکه در ایالات متحده (US) به آن رسیدگی کنند. انگیزه برای انتقال زباله های الکترونیکی، هر دو از نظر قانونی و غیر قانونی، در نتیجه بسیار زیاد است.

تجزیه و تحلیل داده ها نیز نشان می دهد که تجارت در زمینه زباله های الکترونیکی، نه تنها ما بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بلکه در میان خود کشورهای در حال توسعه نیز رشد کرده است، که منعکس کننده ی یک رشد و توازن مستمر برای انتقال های بین مرزی است(ری، 2008). جریان زباله های الکترونیکی بیش از انتقال از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه، به عنوان ناحیه ای، شامل حساب های جریان درون منطقه ای برای بسیاری از تجارت ها است. علاوه بر این، تجارت یک تجارت آزاد است و وابسته به مقدار ارزش نسبت داده شده در طول تبادل زباله. جریان ضایعات الکترونیکی یک مسئله پیچیده است؛ به عنوان مثال، در سال 2001، آفریقا بیشتر زباله های الکترونیکی خود را به کره و اسپانیا صادر کرد. از سال 2006، رشد در بازارهای جهانی به طور کلی عمدتا در دو منطقه بوده است: در بازارهای داخلی و در آسیا که به گیرنده غالب صادرات جهانی تبدیل شدند. به وضوح، باید به دقت به مفروضات خطی، مانند زباله های الکترونیکی که به سادگی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه حمل می شوند فکر شود، همانگونه که تجارت داخلی و منطقه ای قابل توجهی وجود دارد (لپاسکی و مک ناب، 2010).

جریان داخلی ضایعات الکترونیکی

منابع اصلی و مقاصد تجارت زباله های الکترونیکی در شکل 2 نمایش داده شده است.

عملیات بازیافت زباله های الکترونیکی در مکان های مختلف در چین و هند شناخته شده اند. مکان هایی که کمتر مورد بررسی قرار گرفتند در فیلیپین، نیجریه (در شهرستان لاگوس)، پاکستان (کراچی) و غنا (اکرا) هستند(نیکل و زنگ، 2009). به طور کلی، صادرات در مقیاس کوچک به غرب آفریقا ارسال می شوند در حالی که حمل و نقل های بزرگتر و گاهی اوقات به لحاظ ساختاری سازمان یافته تر به جنوب شرق آسیا فرستاده می شوند (کنوانسیون بازل). تخمین زده می شود که چین بالاترین نسبت تمام زباله های الکترونیکی را دریافت می کند – حدود 70 درصد و بیشتر. با این حال، هیچ آمار و ارقام تایید شده ای در دسترس وجود ندارد که این جریان قابل توجهی فرامرزی زباله های الکترونیکی چگونه هستند (نیکل و زنگ، 2009). علاوه بر این، با توجه به سختگیری های مقررات اخیر از در آسیا، تخمین زده می شود که بیشتر زباله های الکترونیکی به کشورهای غرب آفریقا در آینده فرستاده می شود.

مقاصد معمول آسیا برای زباله های الکترونیکی شامل چین، هند، پاکستان، مالزی، فیلیپین، سنگاپور، سریلانکا، تایلند و ویتنام هستند. صادر کنندگان زباله های الکترونیکی به چین می توانند از تشخیص مسیر یابی توسط کشتی های کانتینر از طریق هنگ کنگ، تایپه و یا فیلیپین جلوگیری کنند، و پس از آن حمل و نقل آنها را به پورت های کوچکتری در سرزمین اصلی چین، که در آن مقامات گمرک در حال حاضر به دنبال راه های دیگری در ازای یک سهم سود هستند. دبی و سنگاپور اغلب به عنوان نقطه ترانزیت برای زباله های الکترونیکی از کشورهای توسعه یافته (Kalra، 2004) خدمت می کنند.

زباله های الکترونیکی وارداتی به چین اغلب به دیگر کشورهای آسیایی جنوب شرق مجددا صادر می شود. یک سیستم تجارت زباله های الکترونیکی رایج در جنوب شرق آسیا شامل محموله های دریافت شده در چین، بازسازی و یا به طور عمده در منطقه گوانگژو مرمت، و پس از آن مجددا به کشورهای دیگر از جمله کامبوج و ویتنام از طریق منطقه مرزی دانگسین ارسال می شود. دلایل متعددی برای تجارت متمرکز در این منطقه وجود دارد. اول، استان مجاور به هنگ کنگ است. دوم، حاوی چند شهرستان بزرگ مانند گوانگژو و شنژن است که در آن مقدار بسیار عظیمی از زباله های الکترونیکی داخلی تولید می شوند. سوم، در نزدیکی جنوب شرق آسیا واقع شده است (شینکوما و مین هونگ، 2009). اصلی ترین منطقه که در آن پردازش غیررسمی می گیرد استان گوانگدونگ جنوبی است، مراکز اصلی گویو، گوانگژو، شهر دوگاون، فوشان، شاند، ژونگشان ، دالی، لانگتان و شنژن هستند. از اینجا، زباله های الکترونیکی به دیگر استان ها و شهرها که محل مراکز پردازش هستند، نظیر هونان، جیانگشی، فوجیان، ژجیانگ، شانگهای، تایژو، شاندونگ، تیانجین و هبی توزیع می شوند (نیکل و زنگ، 2009).

شهر گویا توجه زیادی را از سازمان های غیر دولتی (NGOs) و دانشمندان به عنوان یک شهر زباله های الکترونیکی پررونق جلب کرده است. این شهر احتمالا بزرگترین سایت بازیافت زباله های الکترونیکی در جهان است؛ حدود 100000 نفر را در این فعالیت استخدام کرده است (ژائو و همکاران، 2010)، که نماینده حدود 80 درصد از جمعیت شهر هستند (نیکل و زنگ، 2009). علاوه بر این، شهرهای لاکیو و ونلینگ در اطراف شهرستان تایژو در استان ژجیانگ شرقی نیز قابل توجه است (ژائو و همکاران، 2010؛ وانگ و همکاران، 2011). شهر لاکیو بازیافت زباله های الکترونیکی را در اواخر دهه 1970 آغاز کرده است، در حالی که ونلینگ از اواخر دهه 1990 تا کنون این نقش را به عهده گرفت از آنجا که مقررات زیست محیطی در لاکیو دقیق تر شد (ژائو و همکاران، 2010). اگرچه چین قوانین بسیاری به اجرا می گذارد و کنوانسیون بازل را امضا کرده است ( یکی از نخستین مخالفان جهانی ممنوعیت کامل تجارت زباله های خطرناک بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه)، تعداد محموله های غیر قانونی زباله های الکترونیکی به چین همچنان رو به افزایش است. واضح است که دلیل واردات غیر قانونی و نگهداری زباله های الکترونیکی در چین توانسته است تشدید شود با توجه به عدم وجود قوانین و مقررات نیست، بلکه به اجرای بی اثر آنها است(نیکل و زنگ، 2009).

ضایعات الکتریکی

با توجه به سیاست های زیست محیطی سختگیرانه تر که توسط دولت های محلی در جنوب چین اجرا می شوند، فعالیت های بازیافت زباله های الکترونیکی در حال کاهش هستند. در نتیجه، زباله های الکترونیکی ممکن است به بخش های شمالی چین، روستاها دور افتاده، و به ویتنام و دیگر کشورهای جنوب شرق آسیا، مانند کامبوج منحرف شوند. نقش هنگ کنگ به عنوان یک پورت هاب بزرگ برای زباله های الکترونیکی و تجهیزات الکترونیکی استفاده شده نیز به نظر می رسد در حال تغییر است، و تحقیقات اخیر نشان می دهد که تلفن های همراه استفاده شده در طول چند سال گذشته که توسط معامله گران هنگ کنگ وارد شده در حال حاضر به خریداران آفریقایی که در درجه اول از نیجریه و تانزانیا آمده اند به فروش می رسد (Nordbrand، 2009).

اطلاعات آماری و تحقیقات میدانی نشان می دهد که غرب آفریقا به عنوان مسیر تجارت اصلی برای زباله های الکترونیکی به قاره آفریقا ، با غنا و نیجریه مراکز اصلی واردات خدمت می کند. نیجریه در کل مقدار زباله های الکترونیکی که وارد می کند و تقریبا همه مواد جمع آوری شده که به بخش بازیافت غیررسمی می رسد، تسلط دارد (کنوانسیون بازل).

همچنین یک مشکل تجارت زباله های الکترونیکی در حال رشد در هند وجود دارد. برآورد شده است که تا سال 2020، هند می تواند افزایش 500 درصدی در تعداد کامپیوتر های قدیمی دور ریخته شده را داشته باشد (Schluep و همکاران، 2009). نواحی دفن زباله های الکترونیکی در میروت، فروزآباد، دهلی، چنای، بنگلور و بمبئی (BAN، 2011) یافت شده است. در همسایگی پاکستان، شیر شاه در کراچی بازار عمده دیگری برای زباله های الکترونیکی وجود دارد، که در آن تمام انواع محصولات الکترونیکی و الکتریکی، قطعات یدکی، کامپیوتر و کالاهای قاچاق از طریق دریا و زمین برای فروش و یا توزیع بیشتر به دیگر شهرستانها می رسند (ری، 2008 ).

کشورهای جنوب شرق آسیا دارای محدودیت های مختلف بر روی حرکات فرا مرزی زباله های خطرناک هستند. فیلیپین استفاده فعال اطلاع رسانی قبلی و سیستم رضایت می کند در حالی که سنگاپور واردات زباله های الکترونیکی را تشویق می کند با آن  بیان اینکه غیر خطرناک هستند (و در نتیجه موضوع بحث مقررات قرار نمیگیرد). سنگاپور اخیرا اعلام سیاستی کرد که تبدیل به مرکز بازیافت در منطقه جنوب شرقی آسیا شود. تایلند و اندونزی واردات مواد زاید خطرناک را به طور کامل ممنوع کردند و اندونزی ممنوعیت متمم را تصویب کرده است. موضع محتاطانه تایلند را می توان با موارد مکرر از زباله های خطرناک توضیح داد که پس از واردات دور ریخته شدند. در سال 1988، به عنوان مثال، مشخص شد که زباله های خطرناک وارد شده از سنگاپور، ژاپن و ایالات متحده در مناطق اطراف بندر کلونگ توی  ریخته شد(کوجیما، 2005). ویتنام هم واردات و هم صادرات زباله های خطرناک را در سال 2001 ممنوع کرد. با این حال، واردات زباله های الکترونیکی هنوز در عمل رخ می دهد، با توجه به از دست دادن کنترل و مدیریت. از سال 2006، اجرای ممنوعیت واردات زباله های الکترونیکی بیشتر شده و ویتنام نیز ممنوعیت برچیدن ضایعات زباله های الکترونیکی را اعلام کرد. در کامبوج، زباله های الکترونیکی تنظیم نشده اند، به جز کامپیوتر، که برای واردات در سال 1996  به دلیل نگرانی در مورد احتمال گسترش ویروس به سیستم های کامپیوتری خانگی (شینکوما و مین هونگ، 2009) ممنوع اعلام شد. تجارت غیر قانونی در زباله های خطرناک همچنان به صورت یک مشکل در جنوب شرق آسیا و کشورهای مختلف وجود دارد و نیاز به تقویت کنترل بر واردات و صادرات ضایعات قابل بازیافت و جمع آوری آنها در اجرای فرایند وجود دارد (کوجیما، 2005).

تجارت زباله های الکترونیکی جهانی در حال رشد نمایی است. کشورهایی مانند سنگال و اوگاندا می توان انتظار داشت که جریان های زباله های الکترونیکی از رایانه ها به تنهایی تا سال 2020 چهار تا هشت برابر شود. به طور فزاینده، مراکش، کلمبیا، پرو، کنیا، آفریقای جنوبی، کامبوج و عراق مقصد برای زباله های الکترونیکی هستند(مأخذ؛ نیکل و زنگ، 2009). اگر یک “رقابت به پایین” (که در بخش 7.5 بحث شد) وجود داشته باشد، غرب آفریقا ممکن است یک مقصد معمول تر در آینده، همراه با شرق اروپا باشد (کریک و ونسلار، 2010).

تجارت غیرقانونی ضایعات الکترونیکی

در سال های اخیر، رسانه ها و گروه های زیست محیطی به طور منظم قاچاق و آزادسازی زباله های الکترونیکی را افشا کردند. تجارت غیر قانونی ابتدا با سود، با گردش مالی چند میلیون دلاری انجام شد، و جهانی شدن تجارت غیر قانونی زباله های الکترونیکی شرکت های بزرگ و یا جرم “کسب و کار سفید” را شدت بخشید. فقدان اطلاعات قابل اعتماد در فعالیت زباله های غیر قانونی به عنوان یک مشکل مدنظر است، رایج ترین روش صادرات غیر قانونی “محصولات دست دوم”، بسته های با برچسب های اشتباه و مخلوط زباله با محموله مشروع است.

محرک اصلی این تجارت است که زباله های الکترونیکی که شامل قطعات با ارزش هستند،به آسان به دست آمده و نسبتا ارزان حمل می شوند، و خطر گرفتار شدن به طور کلی کم (اینترپل، 2010) است. بررسی های انجام شده توسط یک سازمان غیر دولتی مستقر در بریتانیا، آژانس تحقیقات زیست محیطی (EIA) انجام شده، که گروه های جنایتکار قاچاق زباله های الکترونیکی را آشکار می کنند. این گروه ها همچنین در سایر جرایم مانند سرقت، قاچاق انسان، تقلب، مواد مخدر و قاچاق سلاح گرم، و پول شویی (EIA، 2011) نقش داشتند. در پاسخ به این، اینترپل یک گروه جرم ضایعات الکترونیکی جهانی در سال 2009 به منظور توسعه یک استراتژی اجرای چند ملیتی برای کنترل تجارت غیر قانونی و بررسی لینک ها به جرایم سازمان یافته راه اندازی کرد (اینترپل، 2010). در اروپا، آداب و رسوم و نیروهای پلیس “گردشگران زباله” را که از کشورهای در حال توسعه برای جمع آوری زباله های الکترونیکی و انتقال سود حاصل از آن به طور غیر قانونی به کشورهای خود می آمدند را کشف کردند (Nordbrand، 2009). کارگزاران و معامله گران بازیکنان کلیدی در این زمینه می باشند.

به طور کلی، بازار صادرات زباله های الکترونیکی بسیار متنوع، اعم از شبکه های کوچک مبتنی بر خانواده تا شرکت های تجاری بزرگ و به خوبی سازمان یافته است. اغلب، مهاجران و یا اقامتگران موقت از کشورهای آفریقایی در ایجاد کسب و کارهای کوچک در مسیرهای تجاری اروپا و آفریقا خدمت می کنند. بنادر آمستردام و آنتورپ، برای مثال، به عنوان دروازه برای این تجارت استفاده می شوند. به منظور پنهان کردن صادرات غیر قانونی، حتی برچسب زدن لوازم الکترونیک استفاده شده که گاهی اوقات دستکاری شده و اعلان آداب و رسوم به مقامات ذیصلاح تنها در روزی که یک حامل اقیانوسی در حال ترک بندر است داده می شود. هر دو مقامات بندرهای هلندی و بلژیکی تاکید می کند که پرسنل و محدودیت های مالی موانع شدید برای دستیابی به کنترل بهتر صادرات است. این نیز دریافت شده است که انگلستان کشور غالب صادرات اروپا، بعد از آن فرانسه و آلمان است (کنوانسیون بازل).

مثال دیگر از مشوق های ارزش تجارت زباله های الکترونیکی رسوایی فساد که در سنگاپور در سال 2005 رخ داد پس از اینکه شرکت بازیافت زباله های الکترونیکی Citiraya اذعان داشت که تحت بررسی توسط مقامات بود. بعد از آن آشکار شد که تراشه های کامپیوتری به منظور بازیافت شدن و برای فروش در خارج از کشور تبدیل شدند و سطح فلز گرانبها استخراج شده از زباله به دروغ اعلام شد. این تحقیقات بیش از 1554 معاملات مشکوک Citiraya را در سال 2004 تحت پوشش قرار دادند، با حدود 161 میلیون دلار در فروش ساختگی ایجاد شده بین سال های 2003 و 2005 (Vijayan، 2008).

ظهور اخیر رشته “جرم سبز” از زباله های الکترونیکی به عنوان یک مثال از یک تجارت که خطر زیست محیطی دارد، استفاده می کند و در عین حال، هر چند محدود به انتظارات از پیروی از مقررات است، لزوما جرم محسوب نمی شود (گیبس، گور، McGarrell و رودخانه ها، 2009). ویژگی جهانی تجارت زباله های الکترونیکی نیز همچنین ایجاد پیچیدگی برای اجرای قانون می کند. همکاری بین المللی در اجرای قانون نیاز به یک طیف وسیعی از پاسخ ها از جمله هماهنگ سازی، بازرسی فیزیکی حمل و نقل ها، و اشاعه اطلاعات در مورد شرکت های صادرات دارد. بنابراین، رویکرد “تنظیم هوشمند” ، که متشکل از ترکیبی از پیشگیری، مقررات شخص ثالث و مداخله دولت است، می تواند در مورد مشکل زباله های الکترونیکی استفاده می شود. این رویکرد لزوما حمل و نقل زباله های الکترونیکی را جرم نمی شناسد اما، به جای آن، تنظیم بازار بازیافت را افزایش می دهد(سینها، ماهش، داندرز و ون بروسگم، 2011).

کاربرد امنیت

کامپیوترهایی که به پایان عمر خود می رسند اغلب حاوی اطلاعات شخصی حساس و جزئیات حساب های بانکی هستند که، اگر بدون حذف شدن صادر شوند، فرصتی برای کلاه برداری ایجاد می کنند. در تحقیقی که توسط EIA، که قبلا ذکر شد، انجام شد مشخص شد که معامله گران غیر قانونی قرارداد با نهادهای دولتی، بیمارستان ها و خدمات آتش نشانی دارند، و بعید است که دیسک های حافظه قبل از فروش آنها به درستی پاک شوند (EIA، 2011).

در نتیجه، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است برای پیدا کردن اطلاعات بیشتر در مورد شبکه های پشت صادرات غیر قانونی که در حال وقوع است.

خطر برای سلامتی انسان ها و محیط زیست

خطرات اصلی برای سلامت انسان و محیط زیست از حضور زباله های الکترونیکی فلزات سنگین، مقاوم در برابر شعله و دیگر مواد بالقوه خطرناک بوجود می آیند. سه گروه اصلی از مواد هستند که ممکن است در طول بازیافت و ترمیم مواد منتشر شوند، و موجب نگرانی هستند که عبارتند از: ترکیبات اصلی تجهیزات، از جمله سرب و جیوه؛ و موادی که ممکن است در طول برخی از فرآیندهای ترمیم، مانند سیانور اضافه شده باشند؛ و موادی که ممکن است توسط فرآیندهای بازیافت تشکیل شوند، مانند دیوکسین.

اگر به طور نادرست مدیریت شود، چنین موادی ممکن است موجب خطرات قابل توجهی برای انسان و محیط زیست باشند. مواد سمی می توانند در انواع گازهای تولید شده و یا خروجی های زیر یافت شوند:

  • شیرابه ها از فعالیت های دامپینگ

  • ذرات ویژه (ذرات درشت و ریز) از فعالیت های از بین بردن

  • خاکستر های بالا و پایین از فعالیت های سوختن

  • دود از آمیختن جیوه “گداختن”، باز شدن لحیم و دیگر فعالیت های سوختن

  • فاضلاب از نابود کردن و خرد کردن تجهیزات

  • پساب از شسته شدن سیانور و دیگر فعالیت های شسته شدن (سپولودا و همکاران، 2010).

یک زنجیره بازیافت زباله های الکترونیکی سازگار با محیط زیست شامل مراحل زیر است:

  • جداسازی به مونتاژ و قطعات – این مرحله شامل جداسازی دستی قطعات یک دستگاه و یا اجزاء به ارزش بازسازی شده آن است.
  • پاک سازی – حذف و جداسازی مواد خاص اجازه می دهد تا آنها را به طور جداگانه به کار گرفته شوند به منظور به حداقل رساندن اثرات آنها، از جمله باتری ها، لامپهای فلورسنت و لامپهای پرتوی کاتدی (CRT)
  • جداسازی مواد- جدا سازی و آماده سازی دستی مواد برای پردازش بیشتر
  • پردازش مکانیکی مواد مشابه – این مرحله شامل رزین های پلاستیکی پردازش های سازگار، فلزات و یا شیشه ای از CRT ها برای تولید کالاهای با معیار بازار
  • پردازش مکانیکی از مواد مخلوط شده – این مرحله شامل پردازش کل واحد پس از یک سری از فن آوری های جداسازی است
  • تصفیه / ذوب فلزات – پس از طبقه بندی شدن به قطعات و یا به جریان های خرد، فلزات به پالایشگاه و یا کارخانه های ذوب ارسال می شود. در این مرحله، فرآیندهای مدیریت حرارتی و شیمیایی برای استخراج فلزات استفاده می شود(لوتر، 2010).

زباله های الکترونیکی یک فرم پیچیده و دشوار از زباله برای بازیافت هستند، و مشکلاتی از قبیل افزایش غلظت فلزات سنگین در هوا حتی در تسهیلات هنری در کشورهای توسعه یافته شده است. کارگران و ساکنان محلی از طریق تنفس، خوردن گرد و غبار، تماس پوستی و خوردن در معرض مواد شیمیایی سمی قرار می گیرند. استنشاق و مصرف گرد و غبار طیف وسیعی از خطرات بالقوه شغلی از جمله سیلیکوزیس را در بر دارد (لپاوسکی و مک ناب، 2010). مسیرهای ویژه مهمی از قرار گرفتن انسان در معرض دیوکسین، سرب، مس، کادمیوم، استرها دی فنیل (PBDEs)، پلی کلرینه های دی فنیل (PCB)، کروم ( بستر های نرم افزاری و ابزار الکترونیک Mvo، 2009؛ نیمپونو و اسکراگز، 2011) هستند، جیوه و سایر فلزات و مواد سرطان زا (لپاوسکی و مک ناب، 2010). شوک های الکتریکی خطر شغلی دیگر هستند (پراکاش و Manhart، 2010).

به طور کلی، خطرات سلامت انسان از زباله های الکترونیکی شامل مشکلات تنفسی، تحریک دستگاه تنفسی، سرفه، خفگی، پنومونی، لرزش، مشکلات عصبی، تشنج، کما و حتی مرگ است(یو، ولفورد و هیلز، 2006). کارگران زباله های الکترونیکی نیز در معرض خطرات دیگر که منجر به آسیب های فیزیکی و بیماری های مزمن مانند آسم، بیماری های پوستی، ناراحتی چشم و بیماری معده است، هستند (رگوپاتی، کروگر، چاتورودی، آرورا، هنزلر، 2010). ذرات جمع آوری شده از مناطق بازیافت زباله های الکترونیکی می توانند به  واکنش های التهابی، استرس اکسیداتیو و آسیب DNA (یانگ، جین، خو و لو، 2011) منجر شوند.

خطر برای کارگران در کشورهای در حال توسعه

بخش بازیافت زباله های الکترونیکی در کشورهای در حال توسعه تا حد زیادی غیر قابل تنظیم است و روند دوره بازسازی مواد با ارزش در کارگاه های کوچک با استفاده از روش های ساده بازیافت صورت میگیرد. اجزای اصلی علاقه برای بازیافت کنندگان، مواد حاوی مس (سیم و کابل، بست CRT)، فولاد (قاب های کامپیوتری داخلی، بدنه منبع تغذیه، قطعات چاپگر)، پلاستیک (بدنه کامپیوتر، پرینتر، فکس، تلفن، مانیتور)، آلومینیوم (قطعات چاپگر)، جوهر چاپگر و تخته های مدار چاپ شده است.

بیشترین نگرانی جداسازی و بازسازی دستی قطعات با ارزش از سیم ها و کابل ها، CRT و تخته مدار چاپی است. سطوح بیش از حد فلزات، از جمله آرسنیک حل شده، کروم، لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان، سلنیوم، نقره، بریلیوم، کادمیوم، کبالت، مس، نیکل، سرب و روی، توسط محققان به عملیات شستن با اسید نسبت داده شده است. یک خطر خاص در ارتباط با مرحله جداسازی قطعات امکان انتشار اتفاقی و نشت مواد خطرناک بر شکستگی از پوسته، مانند جیوه، است که در منابع نور و همچنین سوئیچ ها یافت می شود. CTR ها در حال حاضر با خطر انفجار با توجه به خلاء در داخل لوله ها و استنشاق گازهای خطرناک با توجه به پوشش فسفر در سمت داخلی از شیشه مواجه است. خطرات اصلی روش ماشینکاری با کاهش اندازه و مراحل جداسازی، که می تواند گرد و غبار از پلاستیک، فلزات، سرامیک و سیلیس تولید کند، همراه است. گرد و غبار و هوای محیط اطراف ممکن است خطر استنشاق دربر داشته باشد (به عنوان مثال از هیدروکربن های چند حلقه ای معطر [PAHs ) و در معرض خطر پوستی قرار گرفتن کارگران، و همچنین خطر آلودگی محیط زیست. ذخیره سازی در هوای باز نگرانی را در خصوص احتمال انتشار سرب و دیگر مواد شستشو در محیط زیست افزایش می دهد. (تسیدنووا و بنگتسون، 2011). علاوه بر این، با عدم دسترسی به آب روان، سموم از طریق دست مردم هنگام غذا خوردن به دهان منتقل می شوند.

در غنا، روش های به کار برده شده برای بازسازی مواد با ارزش شامل جداسازی قطعات دستی زباله های الکترونیکی برای جدا کردن فلزات (عمدتا مس و آلومینیوم) و سوزاندن باز اجزای خاصی برای جدا کردن مس از پلاستیک هایی که روکش آنها هستند، به ویژه از پوشش پلاستیکی سیم ها و کابل ها هستند. مس یک کاتالیزور برای شکل گیری دیوکسین است و سیم کشی الکتریکی مس با کلر حاوی پلی وینیل کلرید (پی وی سی) پلاستیکی که همچنین به تشکیل دیوکسین کمک می کند، پوشش داده شده است (اسپلودا و همکاران، 2010).

در هند و چین، که در آنها فرایندهای پیچیده تر به کار گرفته می شوند، شیوه های بازیافت شامل جداسازی دستی قطعات، گرمایش تخته مدار چاپی لحیم کاری برای بازیابی تراشه ها، استخراج اسید از فلزات از مخلوط های پیچیده، ذوب و اکسترودر پلاستیک، و سوزاندن پلاستیک ها برای جئا کردن فلزات است. مخلوط اسید نیتریک و اسید هیدروکلریک گزارش شده است که در گویا و دهلی برای استخراج طلا و مس به ترتیب استفاده می شود. ترکیبات مختلف فرار از نیتروژن و کلر شناخته شده در طول چنین فرایندهایی ساطع می شود. گرمایش تخته مدار چاپی برای باز شدن لحیم و از بین بردن چیپ ها کارگران را در معرض دود فلزات، به خصوص کسانی که در لحیم کاری (اغلب سرب و قلع)، و دیگر مواد خطرناک هستند قرار می دهد که می توانند به طور بالقوه منتشر شوند (تسیدنووا و بنگتسون، 2011).

شیوه های مورد استفاده در کشورهای در حال توسعه اغلب تشدید آلودگی با ایجاد مواد شیمیایی خطرناک و آلودگی های اضافی می کنند. به عنوان مثال، آتش سوزی در فضای باز در دمای نسبتا پایین در مقایسه با کوره های زباله سوز ، انتشار آلاینده ها به طور چشمگیری بالاتر است (بستر های نرم افزاری و ابزار الکترونیکی خوب MVO ، 2009). هند، برزیل و مکزیک در میان کشورهایی که به عنوان کشورهای مواجه با مشکلات بهداشتی و آسیب های زیست محیطی رو به افزایش قرار می گیرند اگر بازیافت زباله های الکترونیکی به بخش غیررسمی غیر متخصص واگذار شود (Schluep و همکاران، 2009).

جایی که امکانات رسمی وجود داشته باشد، اقداماتی می تواند برای بهبود سلامت و ایمنی در معرض قرار گرفتن با فلزات سنگین و دیگر مواد شیمیایی صورت گیرد. کد ILO در عمل، ایمنی در استفاده از مواد شیمیایی در محل کار (ILO، 1993) در حال حاضر چارچوبی فراهم می کند. این اقدامات شامل ارائه یک منطقه کار محصور و بسته و مجهز به تهویه است. هنگامی که تهویه کافی غیر ممکن است، تهویه باید اجرا و هوا باید برای تعیین غلظت ماده نمونه برداری شود. در مناطق با خطر ذرات معلق، ذرات پراکنده شیمیایی، گرمای تابشی و غیره، کارگران باید از تجهیزات ایمنی مناسب مانند محافظ چشم، صورت، دست و بازو و لباس نفوذ ناپذیر استفاده کنند. تسهیلات باید تهیه شوند، و کارگران باید تشویق شوند تا قبل از غذا شستشو کرده و قبل از ترک کار به کلی شستشو کرده و لباس خود را تعویض کنند. سیگار کشیدن، خوردن و نوشیدن در مناطق کار باید ممنوع باشد. متاسفانه، دستورالعمل ها و شیوه های سازمان بین المللی کار اغلب رعایت نمی شوند و یا در سایت های بازیافت زباله های الکترونیکی در جهان در حال توسعه اینگونه اذعان می شود. در بیشتر قسمت ها، شرکت کنندگان در این بخش از خطرات زیست محیطی و بهداشتی آگاه نیست، شیوه های بهتر را نمی دانند و یا دارای عدم دسترسی به سرمایه گذاری برای تامین مالی اقدامات ایمنی هستند (ویدمر، اسوالد، سینها-کتریوال، اسنلمن و بونی، 2005).

در حال حاضر هیچ جایگزین مناسب ، روش های امن تر و / یا شیوه های osh برای بسیاری از پروژه ها وجود ندارد و مطالعاتی که در مراحل اولیه هستند، به دنبال رفع مشکلات، آلودگی، خطرات و غیره در زمینه بازیافت رسمی زباله های الکترونیکی هستند.  روش ها و راه حل های ساده و محلی برای به حداقل رساندن خطرات در کوتاه مدت باید بررسی شوند (پراکاش و منهارت، 2010).

اثرات بلند مدت بر سلامت انسان ها و محیط زیست

درجه خطر مطرح شده برای کارگران و محیط زیست بسیار متفاوت است بسته به افراد درگیر و ماهیت عملیات. آنچه شناخته شده است این است که آلودگی تولید شده توسط زباله های الکترونیکی اثرات سمی و یا ژنوتوکسیک در بدن انسان به ارمغان می آورد، سلامت نه تنها کارگران بلکه از ساکنان فعلی و نسل های آینده که در محیط محلی زندگی خواهند کرد را تهدید می کند (لیو و همکاران، 2009).

از مطالعات متعدد در چین مشخص است که تکنیک های بازیافت ابتدایی همراه با مقدار زباله های الکترونیکی پردازش شده در حال حاضر موجب اثرات نامطلوب زیست محیطی و بهداشت بشر می شود، از جمله آلودگی خاک و آب های سطحی (ژائو و همکاران، 2010؛ وانگ و همکاران). مشکلات بهداشتی در چند سال گذشته گزارش شده است، از جمله بیماری ها و مشکلات مربوط به پوست، معده، دستگاه تنفسی و سایر ارگان ها (Nordbrand، 2009). کارگران از بروز بالایی از نقص هنگام تولد، مرگ و میر نوزادان، سل، بیماری های خون، ناهنجاری ها در سیستم ایمنی بدن، خطا در کارکرد کلیه ها و سیستم تنفسی، سرطان ریه، عدم رشد مغز در کودکان و آسیب به سیستم عصبی و خون رنج می برند(پراکاش و Manhart، 2010). با این حال، مطالعات سلامت طولانی مدت از کارگران زباله های الکترونیکی هنوز در حال انجام است.

طیف وسیعی از انتقال آلاینده ها همچنین مشاهده شده است، که نشان می دهد خطر مواجهه در مناطق دور افتاده وجود  دارد. آلودگی هوا به علت فعالیت های سوزاندن و از بین بردن به نظر می رسد که عامل اصلی مواجهه شغلی و ثانویه است(SEPULVEDA و همکاران، 2010). بخش غیررسمی فعالیت زباله های الکترونیکی نیز یک منبع حیاتی از آلودگی محیط زیست زنجیره غذایی هستند، به عنوان آلاینده ممکن است در زمین های کشاورزی جمع آوری و برای چراندن احشام در دسترس باشند. علاوه بر این، بسیاری از مواد شیمیایی مورد نگرانی یک میزان سوخت و ساز آهسته در حیوانات، و ممکن است در بافت ها و در محصولات خوراکی دفعی مانند تخم مرغ و شیر داشته باشند. اثرات سمی مربوط به زباله های الکترونیکی می توانند در طول زندگی فرد و در میان نسل ها تشدید شوند. بنابراین زباله های الکترونیکی به منزله یک مسئله اضطراری زیست محیطی و بهداشتی جهانی مهم، با پیامدهای بسیار گسترده تر از مواجهه شغلی و مربوط به گروه های آسیب پذیر و نسل های آینده هستند(فرازولی، اوریساکی، دراگان و مانتوانی، 2010).

کارگران کودک در سایت های بازیافت زباله های الکترونیکی

نگرانی ویژه قرار گرفتن کودکان و زنان باردار در معرض سرب، جیوه، کادمیوم و سایر فلزات سنگین است، حتی در سطح نسبتا پایین در معرض قرار گرفتن می تواند آسیب جدی و در برخی موارد، آسیب های عصبی غیرقابل برگشت در پی داشته باشد و رشد کودک را تهدید می کند (WHO ، 2010a). در حال حاضر برآورد آن که چه تعداد کودکان به طور خاص در محل دفع زباله های الکترونیکی کار می کنند دشوار است؛ با این حال، بسیاری از مطالعات به حضور قابل توجهی از آنها در میان کارگرانی که در این سایت کار می کنند اشاره می کنند. مشکل در برآورد کردن ناشی می شود از عدم وجود داده ها برای تفکیک زباله های الکترونیکی، به عنوان یک پایگاه دانش قابل توجهی برای کارگران کودک کار به عنوان “رفتگران برای پاکسازی” یا “زباله جمع کن” وجود دارد.

در سایت زباله های الکترونیکی Agbogbloshie در غنا، اشتغال کودکان (عمدتا پسران، گاهی اوقات به سن 5 و عمدتا بین 11 و 18 ساله) شناسایی شده است. کودکان در درجه اول در فعالیت های سوزاندن و جداسازی دستی درگیر هستند. دختران جوان بین سنین 9 و 12 مشاهده شده اند که به عنوان جمع کن، و در موارد بسیاری به عنوان فروشندگان پلی اتیلن آب کار می کنند(پراکاش و Manhart، 2010).

سازمان بین المللی کار مطالعات متعددی انجام داده و برنامه عملی متعددی را هدایت می کند برای رفتگران کودک که در “دسته بندی دستی و جمع آوری مواد قابل بازیافت /قابل استفاده مجدد از ضایعات مخلوط در محل های دفن زباله قانونی و غیر قانونی، سطل زباله خیابان ها، نقاط انتقال، و همچنین به عنوان زباله جمع کن ” شرکت دارند(ILO، 2004). بر اساس این تعریف، این احتمال وجود دارد که تعداد قابل توجهی از کودکان ممکن است به طور مستقیم در سایت های زباله های الکترونیکی کار و یا در تماس با زباله های الکترونیکی در حالی که در سایت های مختلف زباله می روند باشند.

با توجه به ارزیابی های موضوعی که توسط برنامه بین المللی سازمان بین المللی کار برای از بین بردن کودک کار (IPEC) انجام شده است، این کودکان اغلب از شرایط کارگری ضعیف رنج می برند و با ریسک ها و خطرات مختلف روبرو هستند، از حوادث شغلی تا مسمومیت با فلزات سنگین و مواد شیمیایی و ارگونومیک و مشکلات روانی و اجتماعی. آنها اغلب در شرایط نامناسب بهداشتی زندگی می کنند، و از انگ زدن، آزار و اذیت و استثمار رنج می برند (ون ارد، 1996).

با توجه به ویژگی های خاص خود، کودکان بیشتر به فعالیت های زباله های الکترونیکی غیررسمی، و اثرات آن آسیب پذیر هستند – از جمله تصادفات منجر به مرگ و غیر کشنده، معلولیت دائمی و / یا بیماری، و آسیب های روانی، رفتاری یا عاطفی – می تواند اغلب مخرب تر و پایدارتر باشد. بدن کودکان، ذهن و قضاوت هنوز در حال پیشرفت است، حتی در اواخر نوجوانی خود، و سیستم تناسلی خود و عملکرد مغز به خصوص حساس است. قرار گرفتن در معرض سموم عصبی، تجزیه کنندگان درون ریز، مواد آلرژی زا و سرطان زا در طول این دوره بحرانی می تواند بسیار نا امن باشد. علاوه بر این، فقدان تجربه کار، نظارت، و آگاهی از خطرات و موقعیت این وضعیت را تشدید می کند.

ماده 3 کنوانسیون در بدترین اشکال کار کودک، 1999 (شماره 182)، چنین نیروی کاری را به عنوان “کاری که،با طبیعت خود و یا شرایطی که در آن انجام شده است، انجام می شود، به احتمال زیاد به بهداشت، ایمنی و اخلاقیات کودکان آسیب می رساند ” شناخته می شود (ILO، 1999). کار کردن به عنوان یک جمع کننده زباله خطرناک در نظر گرفته شده چنانچه کودکان کارگر سلامت خود، شانس رشد طبیعی، و حتی زندگی خود را، در هنگام انجام این وظایف به خطر اندازند. کار با بازیافت زباله های الکترونیکی، با طبیعت و شرایط آن، به احتمال زیاد به ضرر سلامت، ایمنی و اخلاق کودکان است، و شرایطی که در آن کار انجام شده تاثیر بسیار منفی بر سلامت کودکان دارد. کودکان کارگر در معرض خطرات متنوعی هستند، به عنوان مثال در معرض اجسام در حال سقوط، مواد شیمیایی، کارفرمایان توهین آمیز، همراه با بسیاری از مشکلات دیگر اجتماعی مربوط به بقای انسان در چنین شرایط سخت. صدمات و قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین دو دسته از بزرگترین تهدیدها را برای کارگران کودکان تشکیل می دهند (IPEC، 2011).

در سال های اخیر، تحقیق درباره مواجهه خطرناک خاص که رفتگران برای پاکسازی با آن مواجه هستند،انجام شده، به طور خاص برای کودکان و نوجوانان که ممکن است در معرض باشند  هنگامی که در این بخش به کار مشغول می شوند. تحقیق بر روی این موضوع در مواجهه با آسیب های شغلی متمرکز شده است، هر چند قرار گرفتن در معرض PBDEs – بازدارنده مورد استفاده در لوازم الکتریکی و دستگاه های الکترونیکی – مورد علاقه خاص برای تحقیقات بهداشت حرفه ای بوده است (کوادرا، 2005).

کودکان در سایت های بازیافت زباله های الکترونیکی گزارش شده است که از مشکلات پزشکی مانند بیماری های تنفسی، عفونت های پوستی و بیماری های معده رنج می برند. نوزادان، به دلیل رفتار دست به دهان خود، یکی از گروه های آسیب پذیر در مناطقی که در آن خاک و گرد و غبار آلوده به سرب هستند، به شمار می روند (پراکاش و منهارت، 2010).

در گویا، برای مثال، برآورد شده است که حدود 80 درصد از کودکان از بیماری های تنفسی رنج می برند (SEPULVEDA و همکاران، 2010)، موج افزایش موارد سرطان خون و غلظت سرب در خون وجود دارد (Tsydenova و بنگتسون، 2011). با توجه به نیروی کار بولتن چین، فعالیت های بازیافت زباله های الکترونیکی به سطوح سرب بالا در خون کودکان و بروز بالایی از آسیب پوست، سردرد، سرگیجه، تهوع، التهاب معده مزمن، و زخم معده کمک کرده است (چین بولتن کار، 2005).

مطالعه موردی 1: اثرات سلامتی بازیافت ضایعات الکترونیکی بر کودک جمع آوری کننده زباله در ماناگوآ، نیکاراگوئه

Athanasiadou و دیگران یک مطالعه مقطعی به منظور بررسی سطح سرمی PBDEs در 64 کودک 11-15 ساله که در یک سایت دورریز زباله های خانگی و صنعتی در ماناگوا، نیکاراگوئه زندگی و کار می کنند، انجام شده است (Athanasiadou، کوادرا، مارش، برگمن و جیکوب سون ، 2008). تقریبا نیمی از جمع کنندگان زباله در این سایت کودکان (کمتر از 18 سال سن) بودند. تراکم PBDE در سرم خون کودکان در میان بالاترین میزانی که تا به حال گزارش شده، یافت شده است. این نتایج نشان می دهد که قرار گرفتن کودکان در معرض  PBDEs به شدت از طریق استنشاق گرد و غبار و مصرف در محل دفع زباله صورت می گیرد، تا به جای آلودگی مواد غذایی که به طور معمول در نظر گرفته می شود. در سایت دفع زباله، سطوح بالایی از گرد و غبار تولید می شود وقتی که زباله ها سوزانده می شوند.

در حالی که این تیم تحقیقاتی به طور خاص سطح بالایی از PBDE را در کودکان گزارش می دهد، آنها همچنین میزان بالای فلزات سنگین در این کودکان را در یافتند. این نوع از شواهد نشان دهنده نیاز برای ارزیابی ریسک یکپارچه با توجه به این واقعیت است که ارگان های حیاتی، حساس به بزرگترین سطح آسیب از این آلاینده ها، مغز در حال توسعه و جوان است.  شیوع بالای سوء تغذیه نیز در جمعیت کودکان  پیدا شد. مدارک و شواهد به وضوح سوء تغذیه را به افزایش جذب فلزات سنگین و دیگر مواد سمی در حال حاضر در سایت دفع زباله مرتبط می کند، کودکان در معرض به خصوص به این نوع از عوارض آسیب پذیر در حال افزایش هستند.

یک مطالعه که به طور خاص در معرض فلزات سنگین قرار گرفتن رفتگران کودک را بررسی می کند در سال 2005 توسط کوادرا  در ماناگوا، نیکاراگوئه رهبری شد. تجزیه و تحلیل خون کودکان که به عنوان جمع کننده کار می کردند به طور کلی نشان داد، کودکان کار در محل دفع زباله سطوح بالاتر سرب در خون خود در مقایسه با گروه های مرجع که غیر کارگر بودند، دارند. در میان کارگران کودک در سایت دفع زباله،28 درصد سطح سرب خون بیشتر از سطح جامعه که به میزان 100 میکرو گرم در لیتر توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها (CDC)  توصیه شده، بود. کودکان کار در محل دفع زباله نیز زمانی که با گروه های غیر کار مرجع مقایسه می شوند، سطوح بالاتری از جیوه و کادمیوم خون دارند. با این حال، بر خلاف سرب، سطح جیوه و کادمیوم مشاهده شده بسیار پایین تر از آن سطح است که در آن اثرات سوء بر سلامت مشاهده شده است (کوادرا، 2005).

به طور کلی، خطر آسیب برای کودکان کارگر در محل دفع زباله بسیار بالا (کوادرا، 2005) است. کوادرا یک پژوهش از نوع مصاحبه بر کودکان 6-15 ساله که در مرکز دفع زباله در لاچورکا در ماناگوا، نیکاراگوئه کار و زندگی می کردند، انجام داد، به منظور تعیین میزان صدمات ناشی از کار در این بخش. کودکان مشغول به کار در تاسیسات (N = 102) و گروه کنترل (101 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. به طور خلاصه، تیم تحقیقاتی دریافتند که 66 کودکان کارگر و 20 مراجعه حداقل یک آسیب در طول 12 ماه گذشته گزارش کردند(نسبت شانس 7.4؛ 95 درصد CI 3.9-14). در مجموع، 110 و 22 آسیب، به ترتیب، گزارش شده است. در میان کارگران کودک، بسیاری از سوانح و حوادث در محل دفع زباله رخ داده است (N = 79؛ نرخ مربوط به بروز صدمات ناشی از کار 2.2 در 1000 نفر در روز (9 درصد) از صدمات ناشی از کار بود در تداوم اختلال عملکرد یا درد (کوادرا، 2005).

Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...