ترجمه مقاله تخصصی متافیزیک

ترجمه مقاله متافیزیک

ترجمه مقاله متافیزیک

ترجمه مقاله متافیزیک

اصول متافیزیکی

برای دکارت داشتن عقل، یک معنی واقعی یا تحت اللفظی داشت. از نظر او، عقل چیزهایی از یک نوع خاص، روح یا یک مفهوم مجرد و غیر مادی است و داشتن عقل به سادگی به معنای داشتن روح، چیزی خارج از فضای فیزیکی است و ماهیت عقل از فعالیت های ذهنی مانند تفکر و آگاهی تشکیل شده است (این دیدگاه نسبت به عقل را در فصل 2 بررسی می کنیم). دیدگاهی مادی نسبت به قوه عقل مانند نظریه دکارت امروز به طور گسترده پذیرفته نیست.

ترجمه مقاله متافیزیک

با این حال برای رد کردن عقل به عنوان ماده یا اشیا در جایگاه خودش، نباید انکار کرد که هر کدام از ما دارای عقل هستیم، نکته تنها این است که نیازی نیست به “داشتن عقل” به عنوان چیزی به نام عقل فکر کنیم که آن را در واقعیت داریم.

داشتن عقل مانند داشتن چشم های قهوه ای یا لب تاب نیست.

به رقصیدن والس یا قدم زدن فکر کنید: هنگامی که ما می گوییم: ” سالی والس رقصید” یا “سالی به آهستگی کنار رودخانه قدم می زند”  منظورمان این نیست که – یاد حداقل نیازی به این مفهوم نداریم- چیزهایی در این جهان به نام والتس یا راه رفتن وجود دارد که سالی یکی از آنها را انتخاب کرده و آن را می رقصد یا آن را قدم می زند.

این رقص ها و راه رفتن ها، زمانی که کسی آنها را نمی رقصد یا راه نمی رود کجا هستند؟ شما چه کاری به جز رقصیدن می توانید با رقص بکنید؟ رقصیدن والس مانند داشتن یک وسیله نقلیه ورزشی یا لگد زدن به تایر نیست.

رقصیدن والس تنها یک شیوه ای از رقص و قدم زدن حالت خاصی از حرکت دادن اندام ، نسبت به محیط فیزیکی است.

با استفاده از این سه عبارت، نیازی نداریم که وجود چیزهایی مانند والتس و قدم زدن را بپذیریم: تمام چیزی که نیاز داریم در وجود خود بپذیریم (نقشه ای از چیزهایی که به عنوان واقعیت قبولشان کردیم ) این است که، افرادی هستند که والتس می کنند و افرادی هستند که راه می روند.

ترجمه مقاله متافیزیک

به طور مشابه، وقتی ما از عباراتی مانند “داشتن عقل”، “از دست دادن عقل”، “بی عقل بودن کسی” و نمونه اش، استفاده می کنیم، لازم نیست شی ای را در این جهان فرض کنیم که ذهن نام دارد که ما آن را داریم، از دست می دهیم یا بدون آن هستیم. داشتن عقل می تواند به سادگی به عنوان داشتن گروه خاصی از ویژگی ها، خاصیت ها و استعدادهایی تعبیر شود که انسان ها و بعضی از حیوانات برتر از آن برخوردار هستند اما در چیزهایی مانند سنگ و درخت وجود ندارد. این که می گویند بعضی از مخلوقات عقل دارند به معنی دسته بندی کردن آن به عنوان نوع خاصی از موجودات است که مشخصه های خاصی از رفتارها و اعمال را دارد (احساس، درک، حافظه، یادگیری، استدلال، آگاهی، عمل و مانند این ها. صحبت کردن از ذهنیت و داشتن ذهن به طور جداگانه، کمی گمراه کننده است.

قواعد سطحی دومی، از دیدگاه گیج کننده ذهن مادی حمایت می کند (ذهن یک چیز از یک نوع خاص است). با این حال، این موضوع در ابتدا برای منع کردن ذهن مادی نیست، نکته تنها این است که ما نباید وجود این چیزها را با به کار بردن نوع خاصی از عبارات، استنباط کنیم. همانطور که در این فصل خواهیم دید، استدلال های فلسفی مهمی وجود دارند که در آنها ما باید عقل را به عنوان اموری غیر مادی و مجرد بپذیریم.

علاوه بر این نظریات معاصر مهم، ذهن را با عقل یکی می کنند (در فصل چهار بحث می شود). مانند دوگانگی مادی دکارت، این دیدگاه یک معنی تحت اللفظی به داشتن عقل می دهد: به سادگی به معنای داشتن یک مغز با ساختار و ظرفیت های مشخص است.

نکته ای که باید در نظر داشته باشیم این است که، همه این ها به بررسی های فلسفی و استدلال نیاز دارد، همانطور که در ادامه کتاب مشاهده می کنیم.

ذهنیت یا اندیشه یک مقوله گسترده و پیچیده است. همانطور که دیدیم، ویژگی ها و فعالیت های خاص متعددی وجود دارد که از طریق آنها، عقل خودش را نشان می دهد.

مانند تجربه کردن احساس، خاطرات سرگرم کننده، استدلال و قضاوت تصمیم گیری و احساس کردن. ویژگی های دیگری نیز وجود دارد که در این دسته قرار می گیرند، مانند تجربه یک درد خفه کننده در آرنج راست، باور به اینکه کابل افغانستان است، خواستن دیدن تبت، اذیت کردن هم اتاقی. در این کتاب ما معمولا در مورد با مثال توضیح دادن، مثال زدن یا داشتن این یا آن ویژگی صحبت می کنیم.

وقتی که شما در را روی انگشت شست خود می بندید، احتمالا شما ویژگی درد داشتن را با مثال نشان می دهید. بسیاری از ما ویژگی اعتقاد به سفید بودن برف را نمایان می کنیم، بعضی از ما ویژگی تمایل به دیدن تبت و غیره. مسلما این روش صحبت کردن تا حدودی سنگین است (مصنوعی نیست)، اما یک روش ساده و یکسان، برای اشاره کردن به موارد خاص و روابط شان در اختیار ما می گذارد.

در طول این کتاب، عبارات روان و روانی و هم ریشه های مرتبط شان به جای هم استفاده می شوند. در اغلب متن ها، این اتفاق در مورد فیزیکی و جسمانی هم می افتد.

ترجمه مقاله متافیزیک

ما در ابتدا اصطلاحات کلی انواع طرح های هستی شناسانه را که در این کتاب آورده شده به کار می گیریم و توضیح می دهیم که چگونه از اصطلاحات خاص مرتبط با این طرح، استفاده می کنیم. ما در ابتدا فرض می کنیم که طرح ما شامل مواد است که این مواد چیزها یا اشیا (متشکل از افراد، موجودات بیولوژیکی و اعضایشان، مولکول ها، کامپیوترها ) هستند که ویژگی های مختلف دارند و روابط متفاوتی باهم دارند. (خواص و روابط با هم ویژگی نامیده می شود).

بعضی از این ها فیزیکی یا جسمانی هستند مانند داشتن یک جرم یا دمای خاص، طول یک متر، بلندتر بودن وبین دو شی دیگر بودن.

بعضی چیزها به طور خاص افراد و موجودات بیولوژیکی خاص می توانند ویژگی های روانی (ذهنی) را با مثال نشان دهند مانند درد داشتن، از تاریکی ترسیدن و دوست نداشتن بوی آمونیاک. ما همچنین از رویدادهای مادی و ذهنی، شرایط و فرآیند ها و گاهی اوقات از واقعیات نیز صحبت می کنیم. یک فرایند می تواند به عنوان یک سری از وقایع علی وشرایطمتصل به هم شناخته شود. وقایع با شرایط فرق میکند.

وقایع به تغییرات اشاره می کند، در حالی که شرایط این گونه نیست. اصطلاح اتفاق و اثرمی توانند برای پوشش دادن شرایط و رویدادها استفاده شوند. ما اغلب از یکی از این اصطلاحات به طور گسترده که شامل بقیه هم باشد، استفاده می کنیم (به عنوان مثال زمانی که می گوییم هر اتفاق یک علت دارد، شرایط، آثار و بقیه موارد را مستثنی نمی کنیم).

اینکه چگونه اتفاق ها و شرایط به اشیا، چیزها و ویژگی هاشان مرتبط است، سوال برخی از بحثای متافیزیکی است.

در اینجا ما به سادگی فرض می کنیم، زمانی که شخصی در زمان t یک ویژگی ذهنی را نمایان می کند-می گوییم درد داشتن-، واقعه یا حالتی از آن شخص در زمان  t دچار درد است و همچنین اینکه فرد در زمان t درد دارد، یک واقعیت است.

ترجمه مقاله متافیزیک

بعضی از وقایع، اتفاق هایی ذهنی یا روان شناسانه هستند از جمله درد، باورها و حمله عصبانیت. این ها توسط افراد و ارگان های دیگر ویژگی های ذهنی نمونه سازی می شوند.

بعضی حوادث، فیزیکی یا طبیعی هستند هستند مانند زلزله، سکسکه و عطسه و برانگیختن گروهی از سلول های عصبی. این ها مثال هایی از ویژگی های فیزیکی و جسمانی هستند.

نکته دیگری که باید توجه داشت این است که در مورد مسئله ذهن-بدن، بدن معمولا فراتر از ویژگی ها و پدیده هایی است که در جسم و بدن مطالعه می شود، در اینجا موارد بیولوژیکی، شیمیایی، زمین شناسی و غیره نیز به عنوان موارد طبیعی و فیزیکی به حساب می آیند.

ترجمه مقاله متافیزیک

در بسیاری از موارد در هستی شناسی مقدماتی، گاهی اوقات صراحت و درستی نیاز به توجه به جزئیات هستی شناختی دارد، اما تا جایی که امکان دارد سعی خواهیم کرد از مسائل کلی متافیزیک که مرتبط به دغدغه های ما در مورد ماهیت ذهن نیست، دوری کنیم.

 

ترجمه مقاله متافیزیک