ترجمه عربی

ترجمه عربی

بدلیل نزدیکی کشور عزیزمان با ملل عرب زمان نیاز کشور ما به دانستن زبان عربی بیشتر شده است . بسیاری از دانشجویان در دانشگاه به رشته های فقه و علوم عربی میپردازند که نیاز به ترجمه متون عربی دارند. موسسه پارس 68 با بکارگیری از بهترین مترجمان عربی توانسته کمکی به این دانشجویان کرده باشد.

مزایای ترجمه عربی در موسسه پارس 68

1- کیفیت بالا

2- قیمت مناسب ترجمه

3- تخصصی بودن ترجمه

4-تحویل به موقع

5-ضمانت ترجمه

6-راهنمایی کامل مشتری

7-تخفیف به دانشجویان

ترجمه عربی

ترجمه عربی

نمونه ترجمه عربی

نجاشی و مهمانهایش

هنگامی که پیامبر خدا مشاهده کردند یارانش دچار بلا و مصیبت شده اند و ایشان نمی توانند مانع آنچه را که یاران به آن دچار شده اند شوند به آنها گفت: به سرزمین حبشه مهاجرت کنید، حبشه پادشاهی دارد که  هیچ کس نزد او ظلم نمی شود، حبشه سرزمین راستی و راستگویی است، به امید اینکه خداوند برای آنچه که در آن هستید گشایشی برای شما قرار دهد. مسلمانان از یاران پیامبر خدا بخاطر ترس از فتنه و پناه به خدا همراه با دینشان به سرزمین حبشه مهاجرت کردند، این اولین هجرت در اسلام می باشد.ترجمه عربی

در ماه رجب سال پنجم از نبوت، اولین گروه از صحابه به حبشه مهاجرت کردند، این گروه متشکل از دوازده مرد وچهار زن بود. مسلمانان بصورت مخفیانه به ساحل دریا رفتند و دو کشتی برای حبشه یافتند. آن دو کشتی را اجاره کردند و با دو کشتی راهی حبشه شدند. گروهی از قریش به دنبال آنها در آمدند اما از رسیدن به آنها عاجز ماندند.

هنگامی که مسلمانان شنیدند قریش اسلام آورده است در ماه شوال همان سال به مکه بازگشتند. اما قبل از ورود به مکه هنگامی که برای آنان آشکار شد آن خبر صحت ندارد، گروهی از آن ها به حبشه برگشتند، و از بین آنها کسانی که به مکه رفتند یا بصورت مخفیانه رفتند و یا کسانی که نزد افرادی از قریش رفته بودند.

بلا و مصیبت و آزار از جانب قریش بر آنها و سایر مسلمانان افزایش یافت، بنابراین پیامبر خدا به یارانش گفت که مجددا به حبشه مهاجرت کنند. این بار 83 مرد و 18 زن مهاجرت کردند جعفر بن ابی طالب از جمله ی آنها بود.

اما هنگامی که قریش مشاهده کردند یاران پیامبر خدا در آنجا در امان و آرامش هستند و در آنجا نشیمن و مستقر شده اند، تصمیم گرفتند از بین قریش دو مرد شجاع نزد نجاشی بفرستند، تا یاران پیامبر را به آنها بازگرداند و آنان را از دینشان برگردانند و از منزلی که در آن در امان و آرامش هستند خارج کنند. بنابراین عبدالله ابن ابی ربیعه و عمرو بن العاص ابن وابل را فرستادند و هدایایی برای نجاشی و فرمانده هایش جمع آوری کردند، و به آنها دستور دادند و گفتند: قبل از اینکه با نجاشی در مورد آنان(یاران پیامبر) صحبت کنيد به هر یک از فرمانده هایش هدیه ای را بدهید و سپس به نجاشی هدیه اش را بدهید و قبل از اینکه نجاشی با آنان (یاران پیامبر) صحبت کند از او (نجاشی) بخواهید آنها را به شما تحویل دهد.ترجمه عربی

بنابراین (دو فرستاده) نزد نجاشی رفتند در حالی که مسلمانان نزد او در بهترین منزل و بهترین جوار بودند، (دو فرستاده) قبل ار اینکه با نجاشی صحبت کنند به تمام فرمانده های نجاشی هدیه دادند و به تمام آنها گفتند: نوکرانی بدخوی و نادانی از بین ما به سرزمین پادشاه پناه آورده اند که از دین قوم خود خارج شده اند و به دین شما نیز روی نیاورده اند و با دینی نو آمده اند که ما و شما از آن آشنایی نداریم، بنابراین اشراف قومشان ما را نزد پادشاه فرستاده اند تا آنها را برایشان بازگردانید، بنابراین هنگامی که با پادشاه در مورد آنها صحبت کردیم به او اشاره کنید آنها را به ما تحویل دهد و با آنها سخن نگوید، زیرا قوم آنها در مورد آنها آگاهی بیشتری دارند، و نسبت به آنچه از عیب و بدی از آنها دیده اند آگاه تر هستند. (فرمانده ها) به آن دو گفتند: آری درست است. بنابراین هدایای خود را به نجاشی دادند و نجاشی هدایا را پذیرفت. سپس با او صحبت کردند و گفتند: ای پادشاه، از بین ما نوکرانی بدخوی و نادان به سرزمین شما پناه آورده اند که دینشان را ترک گفته اند و به دین شما روی نیاورده اند بلکه دینی را ابتداع کرده اند که ما و شما با  آن آشنایی نداریم. بنابراین اشراف قومشان از پدران و عموها و قبیله ی آنها ما را به سوی شما فرستاده اند تا انها را برایشان بازگردانید زیرا قومشان نسبت به آنها آگاهی بیشتری دارند و نسبت به آنچه از عیب و بدی از آنها دیده اند آگاه تر هستند و آنها را به خاطر آن، مورد سرزنش قرار داده اند. نزد عبدالله بن ابی ربیعه و عمرو بن العاص چیزی بدتر از اینکه نجاشی سخنان یاران پیامبر را گوش دهد نبود. فرمانده های پیرامون نجاشی گفتند: ای پادشاه این سخن درست است قومشان در مورد آنها آگاه تر هستند و آگاهی بیشتری نسبت به آنچه از عیب و بدی از آنها  دیده اند دارند، بنابراین آنان( یاران پیامبر) را به این دو تحویل دهید تا این دو آنها را به دیار و قومشان بازگردانند. نجاشی عصبانی شد و گفت: به خدا سوگند امکان ندارد قومی که در جوار من آمده اند و در سزمین من نازل شده اند و مرا بر دیگران اختیار کرده اند قبل از اینکه آنها را بخوانم و از آنها در مورد گفته های این دو شخص بپرسم آنها را تحویل دهم.

اگر آنان همانند آنچه این دو در مورد آنها می گویند باشند آنان را به این دو شخص تحویل خواهم داد و آنان را به سوی قومشان بازخواهم گرداند. و اگر این چنین نباشند دست این دو را از آنان کوتاه خواهم کرد. و آنان را بیش از قبل نیک در جوار خود قرار خواهم داد.ترجمه عربی

نجاشی فرستاده ای نزد یاران پیامبر خدا(ص) فرستاد و آنها را فراخواند. پس از اینکه فرستاده نزد یاران رفت آنها دور هم جمع شدند و برخی از آنها به برخی دیگر گفتند: هنگامی که نزد نجاشی بروید چه خواهید گفت؟ جواب دادند: به خدا سوگند آنچه را که پیامبر ما به ما آموخته و دستور داده را خواهیم گفت و هر چه بادا بادا. هنگامی که نزد نجاشی آمدند همچون دیگران برای نجاشی سجده نکردند، نجاشی از آنان در مورد آن پرسید، در پاسخ گفتند ما با سلام گفتن به همدیگر سلام می کنیم.

نجاشی اسقف هایش را فراخواند و آنها مصحف هایشان را پیرامون او پهن کردند. نجاشی پرسید: این چه دینی است که به خاطر آن قوم خود را ترک گفته اید و به خاطر آن به دین من و دیگر دین های این ملل روی نیاورده اید؟ جعفر بن ابی طالب با او سخنی نیک در مورد اسلام گفت و در ضمن سخنانش گفت: ای پادشاه، ما قومی جاهل و مشرک بودیم، بت ها را می پرستیدیم و گوشت مرده را می خوردیم، اعمال زشت انجام می دادیم، قطع رحم می کردیم، به همسایگی احترام نمی گذاشتیم و بدی می کردیم و با محارم زنا می کردیم، حلال و حرام را نمی شناختیم و قوی به ضعیف ظلم می کرد، این چنین بودیم تا اینکه خداوند پیامبری از بین ما برای ما فرستاد که نسب او و راستگویی(صداقت) و امین بودن و پاکدامنی او را می دانیم، ما را به این خواند که تنها خدا را بپرستیم و به خدا شرک نورزیم و انچه را که ما و پدرانمان از سنگ و بت می پرستیدیم را رها کنیم، و به ما دستور داد تا در گفتارمان راستگو باشیم و امانت و صله رحم را ادا کنیم و همسایه ی خوب و نیکی باشیم و از زنای با محارم و خون ریختن دست برداریم و ما را از اعمال زشت و زور گفتن و خوردن مال یتیم نهی کرد، ما را به نماز و ادای زکات و روزه فراخواند(و امور اسلام را برای او برشمرد). بنابراین ما با او موافقت کردیم و به او ایمان آوردیم و با آنچه که از جانب خدا آورده از او پیروی کردیم. بنابراین تنها خدا را عبادت کردیم و به خدا شرک نورزیدیم و آنچه را که بر ما حرام کرده حرام دانستیم و آنچه را که حلال کرده حلال شمردیم. به همین خاطر قوم ما با ما دشمنی کردند و ما را شکنجه دادند و سعی دارند ما را از دینمان بازگردانند تا اینکه ما را از عبادت خدا به عبادت بت ها بازگردانید و از اعمال زشت آنچه را که قبلا حلال می شمردیم هم اکنون نیز حلال بشماریم. بنابراین زمانی که ما را مجبور کردند و بر ما ظلم و فشار آوردند و ما را در تنگنا قرار دادند و سعی در جلوگیری از دست یافتن ما به دینمان شدند، به دیار شما آمدیدم و شما را بر غیرتان انتخاب کردیم و خواهان جوار شما شدیم و امید داشتیم نزد شما به ما ظلم نشود. نجاشی به او گفت: از آنچه (پیامبر) از جانب خدا آورده نزد تو چیزی هست؟ جعفر پاسخ داد: آری، نجاشی به او گفت: پس آن را بر من بخوان. بنابراین از آغاز (کهیعص،مریم: 1) بر او خواند. نجاشی اشک ریخت و ریشش از اشک خیس شد و هنگامی که اسقف های نجاشی آنچه را که بر انها تلاوت شد را شنیدند اوراقهایشان(مصحف هایشان) با اشک خیس کردند.ترجمه عربی

نجاشی گفت: همانا این و آنچه را که عیسی آورده از یک روزنه می باشد، (شما دو نفر) بروید، به خدا سوگند انها  را به شما تحویل نخواهم داد.ترجمه عربی

هنگامی که آن دو از نزد نجاشی خارج شدند عمرو بن عاص گفت: به خدا سوگند فردا با چیزی از آنها نزد او خواهم آمد که دودمان آنها را بر باد دهم. عبدالله بن ابی ربیعه که کمی از خدا ترس داشت گفت: این کار را نکن. اگر چه آنها مخالف ما هستند اما آنها زن و بچه دارند. عمرو بن عاص گفت: به خدا سوگند به نجاشی خواهم گفت که آنها ادعا دارند عیسی بن مریم بنده است. بنابراین نزد نجاشی رفت و به او گفت: ای پادشاه، آنها در مورد عیسی بن مریم گفتاری عظیم و هنگفت می گویند، فرستاده ای نزد انان بفرست و از آنها بپرس چه چیزی در مورد عیسی می گویند. نجاشی فرستاده ای نزد انان فرستاد تا در مورد عیسی از آنان بپرسد. آن قوم(یاران پیامبر) نزد هم گرد آمدند و برخی از آنان به برخی دیگر گفتند: اگر از شما در مورد عیسی بن مریم بپرسد چه چیزی در مورد او خواهید گفت؟ جواب دادند: به خدا سوگند آنچه را که خدا گفته است و آنچه پیامبر ما برای ما آورده است را خواهیم گفت و هر چه بادا بادا. هنگامی که یاران پیامبر بر نجاشی وارد شدند به آنان گفت: چه چیزی در مورد عیسی بن مریم می گویید؟ جعفر بن ابی طالب گفت: آنچه را که پیامبر ما برای ما در مورد او آورده است را می گوییم. او(پیامبر) می گوید: عیسی بنده خدا و پیامبر خدا و روح خدا می باشد و کلام خود را بر مریم پاکدامن بتول القا کرده است. نجاشی با دست خود بر زمین زد و از روی آن چوبی برداشت و گفت: به خدا سوگند سخن و گفتار او به اندازه و حجم این چوب هم به عیسی بن مریم تجاوز نکرد. هنگامی که این را گفت فرماتده های پیرامون او نارضایتی خود را علام کردند نجاشی گفت: به خدا سوگند اگر هم اعتراض کنید. سپس به مسلمانان گفت: بروید، شما در سرزمین من در امان هستید. هر کس شما را شتم کند مجازات خواهد شد، هر کس شما را شتم کند مجازات خواهد شد. اگر کوهی از طلا داشته باشم در حالی که به یک نفر از شما آزار و اذیتی کرده باشم آن برای من پسندیده و خوش نیست. سپس به نوکران خود گفت: به این دو هدایایشان را پس دهید من به آن نیازی ندارم، به خدا سوگند هنگامی که خداوند پادشاهی و سلطنتم را برای من برگرداند از من رشوه و باجی نگرفت پس من در آن رشوه ای بگیرم؟ آنچه که باعث شده مردم بخاطر آن از من فرمانبرداری و اطاعت کنند من نیز از آنان بخاطر آن فرمانبرداری خواهم کرد. بنابراین آن دو از نزد نجاشی معیوب و غیر محترم شده خارج شدند و هدایایشان بر آن دو بازگردانده شد.

ترجمه عربی

 

 

ترجمه عربی

هجرت عقل ها(خردمندان)

1-هجرت خردمندان و مستقر شدن در خارج پدیده ای غریب است که نگرانی و حیرت را برمی انگیزد و باعث می شود که به بررسی اوضاع خود و به نقد و بررسی آن با دقت تمام بپردازیم.ترجمه عربی

2-این پدیده غریب و عجیب است اگر بدانیم که آمارها در انگلستان ثابت کرده است درصد بسیاری از مشهورترین پزشکان در انگلستان خارجی ها هستند و اکثر انها از مسلمانان می باشند. آنچه که در مورد پزشکان گفته می شود در مورد تمام حرفه ها و دیگر علوم از هندسه و ریاضیات و فیزیک و… نیز گفته می شود. همه ی ما در مورد دانشمند مسلمانی که در بین دانشمندان آمریکایی که سفر آپولو به ماه را طراحی کرده بودند بود شنیده ایم. از مشهورترین دانشمندان ریاضیات در فرانسه دانشمندی الجزایری الاصل می باشد. با توجه به آنچه مجله العربی در (شماره 170) ذکر کرده است این یک آماری از دانشمندان برخی کشورهای اسلامی _از جمله عربی_ که به آمریکا مهاجرت کرده اند می باشد.ترجمه عربی

3-پس از جنگ جهانی دوم، مهاجرانِ از کشورهای عربی به آمریکا دانشمندان برجسته نادر بودند، زیرا 58/. از مهاجران مصری دانشمندان و مهندسان هستند، و 70/. آنها مدرک دکترا و 5/17/. آنها مدرک فوق لیسانس دارند. اما آمارها در سوریه نشان می دهد که پزشکان سوری مشغول به کار در سوریه (1500) در برابر (4000) که در خارج کار می کنند می باشند. همچنین یکی از تحقیقات آمریکایی نشان می دهد که حدود 90/. دانشجویان لبنانی که در ایالات متحده مشغول به تحصیل هستند مایل به بازگشت به کشور خود نمی باشند، و 80/. دانشجویان اردنی که در دانشگاههای غربی مشغول به تحصیل هستند هرگز به کشور خود بازنمی گردند.ترجمه عربی

4-این آمارهایی است که ایالات متحده آمریکا از هجرت دانشمندان و مهندسان و پزشکان مهاجر به آن از برخی کشورهای اسلامی  در طی 5 سال از سال 1962 تا 1967 ارائه داده است. (232) دانشمند از عراق، و (160) از اردن، (436) از لبنان، (141) از سوریه، و (270) از مصر. از این آمار می دانیم که چگونه خردمندان اسلامی در پیشرفت کشورهای زیادی سهیم هستند. این اعداد و آمارها ما را به بررسی این معضل از اساس و پایه ی آن فرامی خواند، تا این خردمندان به کشورهای خود برگردند زیرا اولین ذینفع(سود برنده) کشورهای ثروتمند هستند. و اعداد و آمارهایی را که ذکر کردیم بزرگترین دلیل بر آن است و تاکید بر آن دارد که کشورهای اسلامی واقعا در غنای کشورهای ثروتمند سهیم بوده اند.ترجمه عربی

5-با بررسی این معضل به این نتیجه می رسیم که دلایل این هجرت ها عوامل زیر هستند:

*دانشجو پس از فراغت از تحصیل از یکی از دانشگاههای غربی به کشور خود بازمی گردد تا در آنجا مشغول به کار شود، و امیدوار است که حقوقش متناسب با مدرکش باشد اما زمانی که مشاهده می کند حقوقش بسیار پایین است و جوابگوی نیازهای ضروری او نمی باشد و به اندازه ی ده درصد حقوقی که می تواند در کشورهای خارجی بدست آورد نمی رسد این امید به پایان می رسد.

*دانشجو به کشور خود بازمی گردد به امید اینکه جایگاه معتبری که سزاوار آن است را بیابد، اما مشاهده می کند افرادی پایین تر از او از مزایای بیشتری نسبت به او برخوردار هستند. بنابراین این نشاط و خوش بینی به غم واندوهی نسبت به آنچه در کشورش رخ می دهد تبدیل می شود، این امر باعث می شود از کشور خود به جایی که جایگاه متناسب را پیدا کند مهاجرت  کند.

*فقدان آزمایشگاههای علمی در کشورهای اسلامی باعث می شود دانشمندان به کشورهای ثروتمند مهاجرت کنند، زیرا در آنجا فضای مناسب برای تحقیق هایشان می یابند.

*سوء سازماندهی اداری _در برخی اوقات_ باعث می گردد تعداد بسیاری از این دانشمندان مدت زمانی طولانی منتظر استخدام در جایگاهی بمانند و هنگامی که صبر آنها به پایان می رسد مجبور می شوند به جایی مهاجرت کنند که در آنجا سریعا کار را بیابند.

*فقدان و عدم وجود آزادی سیاسی و فکری، از برجسته ترین ویژگی های زندگی سیاسی در کشورهای اسلامی می باشد، تا جایی که بیشتر زندانیان سیاسی از جمله ی کسانی هستند که بالاترین مدارک و گواهینامه های علمی را دارا هستند. این امر باعث می شود اکثر آنها مجبور به مستقر شدن در خارج گردند که آزادیِ محروم شده در کشورشان در خارج برخوردار باشند.

6-این برخی دلایلی است که منجر شده بیشتر خردمندان اسلامی مهاجرت کنند تا در ساخت تمدن غربی سهیم باشند. آیا ما در اجتناب از این مشکلات و معضل ها و بررسی این عوامل که باعث مهاجرت آنان گردیده است اندیشیده ایم تا کشورهایشان را که به خاطر آنها هزینه های هنگفتی متحمل شده اند از آنها بهره ببرند؟

ترجمه عربی