ارتباط بین فرهنگ و ترجمه – قسمت پنجم و آخر –

تفاوت های فرهنگی در تمام زبان ها به چشم می خورد. مثلا می توان به رنگ اشاره کرد. مثلا رنگ قرمز در زبان فارسی، نماد غروب خورشید، خون یا مواردی از این دست هست. ولی رنگ قرمز در ادبیات زبان انگلیسی مرتبط با شادی، خشم، خطر، آتش، خون و جرم و جنایت است.

در زبان فارسی، رنگ آبی نماد آرامش و صلح است. ولی در زبان انگلیسی رنگ آبی نمادی برای تصورات و تخیلات و همچنین خلوص افراد است. ولی در زبان انگلیسی؛ رنگ آبی بیانگر شکست ، افسردگی ، ترس و غم و اندوه، می باشد.

مثلا؛ she looks blue today در زبان انگلیسی بیانگر این است که او امروز افسرده به نظر می رسد.

یا in the blues به معنای روحیه ضعیف است.

Blue Monday  به معنای یک روز کسل کننده بعد از آخر هفته است.

Blue murder  به معنای یک فریاد ترسناک است.

رنگ سبز یا Green  در زبان انگلیسی تنها به معنای زندگی و شور و نشاط جوانی نیست. بلکه در برخی موارد بیانگر جهل و نادانی و بی تجربگی است. مثلا

Green hands به معنای افراد تازه کار است.

Green eyed به معنای افراد حسود و green power به معنای قدرت پول است.

زبان انگلیسی پر از اصطلاحاتی است که از رنگ در این اصطلاحات استفاده می شود و خوب این امر هم بیانگر تفاوت های فرهنگی بین کشورهای مختلف است که ارزش های فرهنگی و زیبا شناسی متفاوتی را نشان می دهد.

ت) تفاوت های مذهبی و فرهنگی

مذهب، یک بخش گسترده ای از فرهنگ انسان ها و قومیت های مختلف است. فرهنگ های مبتنی بر مذهب در بسیاری از راهکارها انعکاس می یابند که می توان به ارزش های مذهبی، اعتقادات مذهبی، تابوها و ممنوعیت های مذهبی و … اشاره نمود. مذهب، تاثیرات گسترده ای روی زندگی افراد دارد. در نتیجه تفاوت های فرهنگی و تفاوت های مذهبی نیز در ترجمه بسیار مد نظر قرار می گیرد.

تفاوت های فرهنگی بین زبان مبدا و مقصد نیز بسیار مد نظر است و تعاملات معنا گرایی نیز در همان زمان، به دست می آید. در بسیاری از موارد تعاملات معنا شناسی برای کلمات معادل و معانی مشارکتی به دست آمده اند و می توان بر موانع حاصل از تفاوت های فرهنگی و همچنین عملکردهای متفاوت ترجمه نیز اشاره نمود.

نتیجه گیری

همان طور که در این سلسله مقالات گفته شد، همه ما می دانیم که ترجمه ارتباط بسیار تنگاتنگی با عوامل فرهنگی زبان مبدا و مقصد دارد. بدون اطلاعات فرهنگی، ترجمه اززبان مبادا به زبان مقصد، به صورت دقیق، بسیار دشوار است. از سوی دیگر با توجه به مثال های گفته شده، ایده واضحی مطرح می شود که مربوط به ارتباط بین فرهنگ و ترجمه بوده و از طرف دیگر رهیافت های دیگر معناشناسی نیز در ترجمه بیان می گردد. و این مفاهیم باعث می شود که چشم ما رو به چشم اندازهای جدیدی از فرهنگ و ترجمه، باز شود.