ارتباط بین فرهنگ و ترجمه – قسمت دوم –

ارتباط بین فرهنگ و ترجمه

اهداف و ویژگی های مربوط به ترجمه بیانگر گسترش مفاهیم میان کشورها و ایالت های متفاوت است. یکی از نظریه سازان بنام ترجمه در امریکا، ترجمه را این گونه تعریف می کند: ترجمه شامل باز تولید و باز پخش گزارش های زبانی است که نزدیک ترین معنا را نسبت به زبان مبدا دارد. در ابتدا این معنا مطرح شده و در ثانی به شیوه ترجمه برمی گردد. به هرحال، نزدیک ترین معادل طبیعی در زبان مقصد نیز تعریف شده است و کم و بیش روی تفاوت های فرهنگی اثر می گذارد. به دلیل تفاوت های تاریخی، موقعیت های جغرافیایی و آداب و رسوم محلی  و عقاید مربوطه، فرهنگ های متفاوت نیز مطرح می شود. در این جا چند مانع برای ترجمه وجود دارد که فرهنگ و مسائل عقیدتی و مذهبی یکی از آن ها است و بسیار روی روش های متفاوت ترجمه تاثیر گذار است. بنابراین، ترجمه نه تنها شامل مباحث زبان شناسی مربوط به مفسرین و مترجمین می شود بلکه، در فرهنگ های متفاوت همچنان تاثیر گذار می باشد. در این مورد، ترجمه به معنای ترجمه لغت به لغت و جمله به جمله در مقالات، از زبان مبدا به زبان مقصد نیست. و در اصل به معنای ارتباطات و انتقالات و انعکاسات مربوط به فرهنگ ها می باشد.

تاثیر فرهنگ روی ترجمه

در حقیقت، هدف از ترجمه چگونگی دستیابی به معادلات فرهنگی بین زبان مبدا و مقصد است و معانی مختلف فرهنگی نیز در این ها بیان می شود. تعادلات فرهنگی اساسا به تعادلات معنایی و تعادلات زبان شناسی برمی گردد.

آ- تعاملات معنایی

در ترجمه، معنای یک کلمه معمولا می تواند به معنای تحت اللفظی و معنای اصطلاحی؛ تقسیم شود. معنای تحت اللفظی این کلمه بیانگر تعریفی از محدوده های اخیر لغات در پرسش های متفاوت است و معنای اصطلاحی یک کلمه، ترجمه ای است که با توجه به فرهنگ و زبان شناسی حاصل شده و کلمه را در جمله معنا می کند. معنای اصطلاحی یک کلمه اغلب منحصر به فرد است زیرا این کلمات شامل معانی فرهنگی متفاوتی می شوند.

تعاملات معنایی، با هدف دستیابی به هر دو معنی یعنی هم معنی تحت اللفظی و هم معنی اصطلاحی به کار می رود و البته مثال برای تعاملات معنایی، جملات آسانی نیست.

اصطلاحات در زبان انگلیسی به عنوان تصاویر فرهنگی خاص، مورد بحث می باشند. ترجمه نه تنها به پوشش معانی متن اصلی ( تا حد ممکن ) نیاز دارد بلکه، ویژگی های فرهنگی و بومی را نیز در آن حفظ می نماید.

در زبان انگلیسی و مثلا در زبان چینی، اصطلاحات زیادی وجود دارد که یک فرم گرامری داشته و کم و بیش معنای آن ها هم یکسان است. در این شرایط، این اصطلاحات در زبان مقصد می توانند به کار برده شوند.

حدود 97 درصد اصطلاحات چینی به فرم عبارات 4 کاراکتری هستند زیرا در این صورت صوت زیباتری داشته و معنای دقیق تر و جامع تری را ارائه می دهد. گرایش به عبارات 4 کاراکتری بیشترو بیشتر در فرایندهای ترجمه و نوشتاری چین به خوبی مشاهده می شود.

ادامه دارد …